رنج دیده، راه به کوچه ناامیدی می برد. باید کوشید که این اتفاق نیفتد. رنج را باید به درمان رساند. زخم را باید مرهم نهاد و الا می تواند سر باز کند و زندگی ها را به بلا مبتلا کند. خدا درجات حضرت استاد حائری صفائی را روزافزون عنایت فرماید. ایشان در صفحات 255 تا 260 کتاب مسئولیت و سازندگی به این موضوع مهم می پردازند و در تبیین ماجرا می نویسند: " دل‌هایی هستند دریای درد و سرهایی هستند پیمانه‌‌ی غم، که از هر دردی دنیایی دارند و از هر غمی نمونه‌ای. این دردها توانشان را برده و محرومیت‌ها گره‌هایی در روانشان ‌و عصیان‌هایی در رفتارشان و بهت‌هایی و جنون‌هایی در نهادشان ریخته است. این‌ها در کنار این همه فشار، ساییده شده‌اند و زود رنج و مأیوس و بی‌امید گشته‌اند." بی امیدی هم نسبت به بسیاری از گناهان و نابهنجاری ها مفهومی پیشینی است که چون اتفاق می تفتد بستر را برای دیگر اتفاقات ناخوشایند، فراهم و در را به روی نابایستگی ها می گشاید. دانشنامه اسلامی هم در تعریف یاس می نویسد: " ماده «یأس» مقابل طمع است و در لغت به معنای انقطاع انتظار وتوقع انسان از رسیدن چیزی، به خود است..در اصطلاح اخلاقی، یأس عبارت است از حالتی که در مقام عجز و ناتوانی در نفس انسان پدید می آید و به طور کلی قطع امید از کاری را یأس می گویند. ناامیدی از لغزش های اخلاقی به شمار می رود؛ زیرا به معنای ستم کردن بر خویشتن و خودکشی تدریجی است و ناامیدی مطلق، مرگ است.  یعنی حتی اگر به مرگ ظاهری هم نینجامد به معنای واقعی،" مرگ زیستی" است. چیزی که خدای حیات آفرین به شدت نسبت به آن حساس است و آن را در شمار کبائر گناهان تعریف فرموده است. همان طور که خودکشی حرام است."مرگ زیستی" که همان ناامیدی باشد نیز همین حکم را دارد. ما حق نداریم نفخه رحمانی را که عامل حیات و زندگی است در چاه ویل ناامیدی بیاندازیم. مشکلات هرچند هم که بزرگ باشند باز در برابر لطف خدا و اراده بنده خدا، کوچک می شود. نباید اجازه داد که یاس توان آدمی را مصادره و خود او را محاصره کند. در همین دانشنامه، آن را سیره کافران معرفی می کند به این عبارت که " تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. کافر به خدا، یا منکر وجود حق است یا منکر قدرت او یا منکر عنایات و تفضلات او است. بر هر کس که ایمان به خدا دارد لازم است به این معنا معتقد شود که خدا هر چه بخواهد انجام می دهد و به هر چه اراده کند حکم می نماید و هیچ مؤمنی نمی تواند از روح خدا مأیوس و از رحمتش نومید شود؛ زیرا یأس از روح (رحمت) خدا در حقیقت محدود کردن قدرت او، در معنا کفر به احاطه و سعه ی رحمت اوست." مومن اگر بلا از هر طرف به او هجوم آورد باز هم به لطف خداوند امید دارد. امیدی که به یقین می رسد که دستی به یاری او خواهد آمد. همین یقین و امید باعث می شود که خود دست خدا شود در گشایش گره مشکلات. قطعا خدای ما از کشکلات بزرگتر است و چون این را به باور برسیم، مصائب برای ما کوچک خواهد شد.....

ب / شماره 4692 / یکشنبه، 24 بهمن ۱۴۰۰ / صفحه 3 / 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۰ساعت 11:32  توسط غلامرضا بنی اسدی  |