در جهادِ روشنگرانه است که می توان، اندک، اندک تاریکی ها را برطرف کرد. می توان قطره قطره آب شد برای شستن غبارها، برای زدودن بدبینی ها، برای رفع شک ها و شبهه ها. لذاست که هرکسی نمی تواند دست اینان را بگیرد و به آغاز خط برگرداند. هر دستی را پس می زنند. خود را به راهی دیگر می کشند لذا می رسیم به این تصویر درست که که استاد صفائی حائری(ره) ارائه می کند؛" اینها چون فراری و نفرت‌زده هستند، در نتیجه کسی می‌تواند با آنها باشد و در آنها نفوذ کند که مشخص و وابسته، مهاجم و خام نباشد. این است که باید او را پذیرفت و از او شنید و آنگاه از داستان خود گفت‌و‌گو کرد و به او نشان داد که ما در انتظار بیرون نیستیم؛ کسانی که ما را در انتظار نشسته‌اند، حتی مرغ‌ها برایشان حسابی باز نمی‌کنند." باید گفت و قفل ذهن شان را باز کرد. باید آنان را به خودشان برگردادند. به آن خودی که لبریز بود از خواستن و خوب خواستن. از برخاستن به طلب این خواستن ها. آنان را باید به یاد آورد که چه بودند و چه می خواستند. به این نقطه که رسیدند همه چیز را تمام شده نباید انگاشت که تمام شده هم نیست. باید به سر خط برگشت برای شروعی دوباره با آدم های صادق براساس گمانِ نیکو چه مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: حُسنُ الظَّنِّ راحَةُ القَلبِ وَ سَلامَةُ البَدَنِ؛ خوش‌بینی، مایة راحتی جان و سلامتی تن آدمی است. " در این حالت و در سلامتِ تن و آسودگی روان است که می توان راه را درست انتخاب کرد. شور های به شعور رسیده است که آدمی را قدرتی منطقی، تحمل گر و سازنده می دهد تا بتواند در سخت ترین شرایط و در جمع ناهمراه ترین افراد باز بار خود را به مقصد برساند. به افراد رها شده ازبدبینی هم باید تعلیم کرد حسنِ ظن داشتن را و این که تجربه کنند هم خوش گمانی را و هم این که براساس معبار ها باید دید و راه را بدان تراز کرد نه آدم ها. معیار ها ماندگاراند اما آدم ها در گذر زمان ممکن است دچارِ مشکلات و حتی کج روی ها بشوند. کسی که خود را با افراد تراز کند به ناهمترازی خواهد رسید میان الگو و معیار اما آنکه از اول سنگِ معیار ها را در ترازو بگذارد خواهد توانست رفتار خود را به ترازی برساند که اگر همه بلغزند او از جایش تکان نخورد. خدا بیامرزد سید حسن حسینی را. شاعر ظریف اندیش و نغز گویی بود. این باور را چنین به شعر درآورده بود که؛
ما در ره عشق، نقضِ پیمان نکنیم
گر جان طلبد، دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید، لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
نکته هم همین است. ما خود را نه با افراد که با ملاک ها و بینات تنظیم می کنیم. آن وقت اگر همه هم راه خود را عوض کنند باز ما در راه کربلا قدم برخواهیم داشت. بی آنکه دچار آشوب شک و ازدحام بدبینی شویم به راه حق خواهیم رفت....

ب / شماره 4646 / یکشنبه، 17 بهمن ۱۴۰۰ / صفحه 3 / 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت 11:7  توسط غلامرضا بنی اسدی  |