|
می خواستند زودتر و بهتر به مقصد برسند اما گرفتار مصیبت هایی شدند که نه تنها به هدف نرسیدند که در مسیر دچار موانع شدند و از حرکت باز ماندند. به سکون رسیدند و در این حالت نیز گرفتار شک و بدبینی شدند. چرایی موضوع را حضرت آیت الله صفائی حائری در صفحات 247 تا 249 کتاب مسئولیت و سازندگی چنین توضیح می دهد: "عامل این فرار و بازگشت، یکی همان سوز و عطش آنهاست. آنها مشتاق دریاها بودند، اما قطره قطره هم آب ننوشیدهاند؛ و اگر مینوشیدند به مرگ میرسیدند؛ چون عطش آنها بیشتر از ظرفیت شان است. آنها زودتر از اینکه بالی بگیرند، عشق پرواز به مرگشان داده است." مثل "گنجشک بچه" ای که بال در نیاورده اما شوق پرواز او را به تکان وامی دارد که از لانه فرو می افتد و یا شکار دیگر حیوانات می شود و یا زیر دست و پای آنان له می شود. دیگر نکته ای که استاد پیش روی ما می گذارند این است که؛ " این ها با آن روح پاک فعال، توقع خوبی و پاکی و حرکت و شور دارند. این ها میخواهند خوبیها را ببینند و از خوبها درس بگیرند؛ و این است که ضربه میخورند و له میشوند." چون مطابق توقع خویش، نتیجه نمی گیرند. این را می توان در میان سرخوردگی نسل های متعدد نیز دید. با خروش آمدند. از جان گذشته هم- گاه- پا به میدان گذاشتند اما در پیچ اول و دوم بریدند چون میان آنچه می طلبیدند و آنچه می دیدند فاصله فراوان دیدند. به قول استاد،" آن حالت روحی و آن آمادگی درونی آن ها و این توقع و انتظار خوبی و پاکی از یک طرف و برخوردی با همراههای فاسد و کثیف و یا دوستانی بیتفاوت و خاموش از طرف دیگر، آن ها را به نفرت و فرار میکشاند و میرماند..." آنان می پندارند که هرکس در اولین قدم همراه بود تا آخر هم خواهد ماند اما رفقای نیمه راه آنان را هم از ادامه راه باز می دارند بماند که به وادی شک و بدبینی به هدف هم می کشانند. بسیار خوانده ایم در زندگی افرادی که سر عوض کردن جهان را داشتند اما سرانجام از تغییر خود هم عاجز ماندند چون به گفته استاد، " تلقینها و آوازهگریها در یک دسته ساده و خوشبین، بدبینیها و فرارها و نفرتها و دشمنیهایی به وجود میآورند که امکان تفاهم و احتمال نرمشی باقی نمیگذارند. آنها که خود، ضربه خوردهاند و یا اساساً معترض هستند، با آوازهگری و تبلیغات خود، بدبینیهایی را در زمینهای خوشبینی میکارند و بارور مینمایند و خرمنهایی از کینه و بغض انبار میکنند و به خورد خلق میدهند." نتیجه هم معلوم است. جامعه ای که از این سفره نان بخورد به انفجار خواهد رسید. برای عبور از خطر باید با بدبینی و شک، روشنگرانه و تبیینی برخورد کرد. اینجاست که روشنگری، معنای جهاد می گیرد..... ب / شماره 4644 / پنجشنبه، 14 بهمن ۱۴۰۰ / صفحه 3 /
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت 11:49  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|