عناد یک بیماری روحی است که مثل هر بیماری دیگر نیازمند شناختِ ویروس هایی است که آن را تولید کرده اند. بدون شناسایی در این حد نمی توان به درمان امید داشت. راستی چرا افراد به عناد برمی خیزند، به لجاجت، میدان را برای جهل و رفتار های جاهلانه هموار می کنند و با بی اعتنایی به دانایی و نیک رفتاری خود را در جهنمی گرفتار می کند که جز خود او در ساخت آن نقشی ندارد؟ حضرت آیت الله صفائی حائری(ره) چون طبیبی دقیق و حاذق به شناسایی این ویروس ها رفته و برای ما – درکتاب مسئولیت و سازندگی- چنین آن ها را فهرست کرده است؛" انگيزه‏‌ى اين عناد و سركشى، ترس از حل‌شدن و از دست رفتن است و خيال مى‏‌كند با پذيرفتن، خود را باخته و خويشتن را از دست داده است. اين است كه در برج عاج خويش مى‏‌نشيند و خود را زندانى‏ خويش مى‏‌سازد كه مبادا گردى بر او بنشيند." او می پندارد اگر مثلا در شمار خوبان بنشیند اگر در جمعی قرار گیرد که از او برترند عملا، حل خواهد شد و کسی او را نخواهد دید لذا شنا خلاف جهت رودخانه را انتخاب می کند تا دیده شود. تا دوربین ها را با خود ببرد و نشان دهد که او هم هست و مسیر حرکتش هم با همه فرق می کند. نمی داند که هر تمایزی، امتیاز نیست و هر غیریت سازیی هم نماد غیرت شمرده نمی شود. به قولِ استاد، "عشق به خود نشان دادن و خود را به ثبت رساندن هم تكروى و كاسه‏‌ها را جدا كردن و خود را به چشم كشيدن و عناد ورزيدن را به وجود مى‏‌آورد. شخص مى‏‌خواهد با جدا كردن خويش از ديگران، چشم‏‌ها را به سوى خود بكشد و آن‏ها را در خود نگاه دارد." اما چنین نمی شود. اگر نگاهی هم به او افتاد به نفرت برخواهد گشت که سلامت نگاه مردم، ویروسی چنین پلشت را تاب نمی آورد. اگر بخواهیم یک نمونه عینی و تاریخی برای افرادی از این دست بیان کنیم، بی شک نام "ابوجهل" بیش از همه برجسته خواهد شد. او فقط پدر جهل نبود که پدر لج و عناد هم بود و نسبت به رفتار نابخردانه هم سمت پدری داشت. او حتی در مرگ خود هم می خواست متمایز باشد لذا می خواست او را جوری بکشند که گردنش بلند تر از بقیه باشد که به این آرزوی ابله هانه هم نرسید و سرِ بدنِ گردنش از همه کوچکتر در نظر ها نشست. او مُرد اما راه و رسمش نمُرد که به روزگاران در تکثیر و زاد ولد است. کم نیستند آدم هایی از این دست که با لگد کردن پای دیگران می خواهند خود را نشان دهند. به هشدار ها توجه نمی کنند که چاه سر راه است و آن زمان که بیفتند و استخوان ها شان هم بشکند باز به جای پذیرش و اصلاح نگاه و رفتار به دنبال متهم یابی و جرم انگاری برای دیگران اند. با این روش قطعا راه به سلامت نخواهند رساند که سلامتی سهم هوشیاران و خردمندان است.....

ب / شماره 4667 / شنبه، 25 دی ۱۴۰۰ / صفحه 3 / 

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14001025.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰ساعت 11:38  توسط غلامرضا بنی اسدی  |