در باره غرور صحبت می کردیم. روحیه ای که روح و جان و ایمان انسان را می فرساید و او را به کبری دچار می کند که نتیجه آن دور شدن از ساحت کبریایی الهی است. جایی خواندم "غرور به این معنا است که انسان به آنچه دارد از کمالات و امکانات بسنده کند و خویش را کامل و رسیده بداند و از حرکت برای یافتن و دانستن و بکاربستن باز ماند و دچار سکون شود.غرور به معنی فریفتگی به داشته ها و جذابیت های غیر حقیقی و علائق دنیوی است که باعث می شود انسان از یاد خدا غافل شود و معنویت و سرمایه های حقیقی سعادت خود را فراموش نماید و در نتیجه آن به انواع بیماری اخلاقی و روانی مانند عجب, تکبر, خودخواهی و مانند آن مبتلا گردد" به واقع غرور یک نوع بیماری روحی است خیلی فراتر از این که یک نوع روحیه باشد. بیمار گرفتار به آن را هم باید درمان کرد. راهش هم درگیر شدن با بیماری است. همان طور که هر بیمار را با درگیرشدن با بیماری نجات می دهند این نوع بیمار را هم با همین شیوه باید نجات داد. حضرت استاد صفائی حائری، که رحمت خدا بر او باد در کتاب ارجمند مسئولیت و سازندگی، صفحات 231 تا 235 به این موضوع می پردازد و مسیر سازندگی و روش درگیری را چنین بیان می کند؛ " اين روحيه‏‌ مغرور و سرشار را بايد پيش از هرچيز خالى كرد. نمى‌توان به اين‏‌ها چيزى داد." چون افرادی از این دست چنان باد شده اند که جا برای چیز دیگری نمانده است لذا اول باید خالی شان کرد همچنان که برای رسیدن به معرفت باید اول"اندرون از طعام" خالی داشت تا "در او نور معرفت" دید. این نور که تابید، آن خالی که به چشم آمد،پوک شدن میسر می شود و" هنگامى كه اين‏‌ها از درون پوک شدند، {می شود} با يک ضربه آن‏‌ها را به خود بياورى" گاه هم باید به جای ضربه در قالب نقشی فرو رفت که به قلعه فرد مغرور راه یافت و او را تکان داد. به قول استاد، " كسانى كه در سطح پايين‏‌تر يا برابر قرار دارند، مى‏‌توانند از راه شاگردى به مغرورها درس بدهند و مى‏‌توانند با اين لباس كار خود را عملى بنمايند." به هر حال مهم شکستن غرور و نجات فرد مغرور است. به هر راهی و شیوه ای که میسر است باید آن را انجام داد. به گمانم اینجا هم می شود گفت که نجات یک فرد مغرور، نجات یک نفر نیست، نجات انسانیت است مگر نه این که فرموده اند هرکس انسانی را احیا کند انگار همه مردم را احیا کرده است؟ خب، نجات فرد از بیماری غرور هم جلوه ای از احیا و ا"احیاالناس جمیعا" است....

ب / شماره 4665 / چهارشنبه، 22 دی ۱۴۰۰ / صفحه 3 / 

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14001022.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ساعت 11:16  توسط غلامرضا بنی اسدی  |