سیاه و سفید (۲)
کینه زشت است. زشت تر از زشت، چرا که زشت، تنها زشت است اما کینه، هم زشت است و هم زیبایی ها را به زشتی بدل می کند و فرصت دیدن زیبایی ها را نمی دهد. من بسیار دیده ام آدم هایی را که از فردی کینه به دل می گیرند و آن وقت در او جز شر نمی بینند و انصاف در اصحاب کینه چنان می میرد که به زیبایی ها و نکات برجسته فرد مورد کینه واقع شده هم نمره صفر می دهند حال آن که در داوری منصفانه، رفتار زیبای فرد را هم باید دید و در داوری اخلاقی، زیبایی ها را باید چنان بزرگ دید که زشتی ها به چشم هم نیاید. اما مگر آن که نگاه به کینه چنان باز می کند که لب هایش هم به توهین تکان می خورد می تواند زیبایی ها را هم ببیند؟! نمی تواند، باور کنید. حتی می توانید به آزمون بگذارید این مسئله را و رفتار فردی را که از دیگری کینه دارد، مورد مطالعه قرار دهید. تا دریابید که چشم اهل کینه چه می بیند. من این کار را کرده ام، اهل کینه طرف را اگر «قامت کشیده» باشد، «دراز و بدقواره» می بیند و اگر «میانه قامت» باشد کوتوله بی مصرف! اگر چهارشانه باشد، بشکه و اگر اندکی لاغر باشد نی قلیان مردنی! او نمی تواند بپذیرد، که طرف دارای زیبایی هایی است و... آری کینه، نفرت می آورد و بیماری که آتش به سلامت اخلاق انسان می زند. کینه، یک بیماری است و اهل ایمان از بیماری پرهیز دارند. تقوا و پرهیز از زشتی های گوناگون اجازه ورود بیماری کینه را به دل مومن نمی دهد. لذاست که در رفتارخوانی معصومان هرگز و هرگز و هرگز به موردی برنمی خوریم که کینه ای حتی کم رنگ به چشم بخورد، بلکه کینه در رفتار مخالفان دشمنان ائمه به چشم می خورد و فراوان هم به چشم می خورد و «کینه های بدری و خیبری و...» به ضرب المثل تبدیل شد نه تنها در عرب که در میان هر آن که با تاریخ اسلام آشنایی یافت. ما آثار کینه های بدریه و خیبریه را در رفتار اهل باطل می بینیم، این آنان بودند که از مولا علی علیه السلام و جبهه حق، کینه به دل داشتند و برای این کینه از انجام هیچ جنایتی رویگردان نبودند و نسل به نسل هم این کینه را منتقل می کردند. خب ما که از پندار و گفتار این قوم کینه جو تبری می جوییم، پس به رفتار هم باید، برائت خود را از آن ها اعلام کنیم. حیف است دلی که باید خانه خدا باشد، به بیماری شیطانی کینه دچار شود. از نگاه دیگر جامعه ای که آحاد آن نسبت به هم کینه داشته باشند، نمی تواند به رستگاری و آرامش برسد. نمی تواند در جهت بهتر شدن گام بردارد، نمی تواند به حق خود برسد. کاش یادمان باشد که با «نگاه پرکینه» نمی توان به «سکینه قلب» رسید. قلب هم که آرامش نداشته باشد معلوم است چه می شود... جامعه ای که می خواهد زیبایی را در خویش نهادینه کند باید آحادش رفتار زیبا داشته باشند و به هم با نگاه زیبا بنگرند با نگاه هایی مومنانه و از مهربانی سرشار، آن وقت، صبح زیبای جامعه هم فرا خواهد رسید...
صفحه 06 اجتماعي ، شماره سريال 17343 ، تاريخ انتشار 880529
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد ۱۳۸۸ساعت 11:24  توسط غلامرضا بنی اسدی
|