|
ما به پایان آمد این دفتر..نه، خاکم بر دهان و قلم باد. این دفتر هرگز به پایان نمی رسد. ما به پایان رسیدیم؟. نه، در نهایت به یک آغاز دیگر رسیدیم زیرا در نگاه شیعه، نه عاشورا تمام شدنی است و نه انسان در فهم عاشورا به پایان می رسد. در نهاییت آغاز شدن ظرفیتی است که عاشورای حسینی برای انسان باورمند عاشورا فراهم می کند و دست او را می گیرد و از هر نقطه، به سرِ خط باز می گرداند برای ادامه راه. بر همین هندسه است که ما این روز ها خود را در آغازی دیگر می بینیم که زاد و توشه اش را همین عاشورای پیش فراهم کرده است. آغازی که قطعا باید در صراط مستقیم حسین(ع) باشد، در مسیر اباعبدا... . کنیهای که یک دنیا حرف دارد و یک جهان معرفت. حسین، اباعبدا... است، پدر بندگی خدا. قطعا هرکس میخواهد نسبت فرزندی با امام داشته باشد، باید در بندگی خدا قامت کشد. این تنها نسبتی است که ماندگار است وگرنه نسبتهای خونی که به تیغ تبتیدا گرفتار آمده است، در تاریخ داریم. همین باید ما را بر آن دارد که راه خود را درست انتخاب و شیوه زیستی خود را چنان سامان دهیم که بهعنوان «عبد» خدا، در شمار «عبدا...»هایی قرار گیریم که سیدالشهدا با نسبت «ابا» برای آنها «مکنی» شدهاند. برای رسیدن به مقام بندگی خدا نیز باید همه بندهای بردگی را گشود، چه اینکه آدمی دو راه بیشتر پیش رو ندارد. اگر به مقام بندگی نرسید، حتما در اسارت بردگی چنان گرفتار خواهد شد که غلوزنجیرها هر روز بیش از دیروز بر دستوپایش محکم شود و نه اجازه پرواز که فرصت گام از گام برداشتن را هم از او بگیرند. مگر نگرفته اند از بسیاری مردمان که آغاز را باور نداشتند؟ مگر راه پر از از پاافتادگانی نیست که نتوانستند نسبت خود را با حضرت حسین به روشنی تعریف کنند؟ مگر به چاه غفلت نیفتادند کسانی که امتداد راه را ندیدند؟ اگر قرار است به راه ادامه دهیم – که قطعا چنین است- باید از امروز، به درکی تازه از عاشورا، مستظهر شویم و با این پشت گرمی، راه تازه را دلگرم به هدایت سید الشهدا، قدم به قدم به مقصد گره زنیم. فکر می کنم برای نیل به این مقصود، باید نگاهی رسانه ای به نهضت حسینی داشته باشیم. به هر حال، ما رسانه ای هستیم. عمرمان نگاه چرخانده ایم. اشارت یافته ایم و بشارت داده ایم. به گواه این عمری که صرف کلمه و کلام شده است. به شهادت قلم هایی که از جان، مایه و مرکب گرفته اند می گویم که عاشورا، رسانه ای ترین رویداد تاریخ است. هر لحظه اش یک "ایونت" است که می تواند به یک جریانِ زایا و سازنده و حتی سازمان دهنده تبدیل شود. مگر خودما، در انقلاب، روز به روز به عاشورا نگاه تازه نمی کردیم و سرمشق نمی یافتیم؟ کدام ماجرا در انقلاب، اتفاق افتاد که ما کتاب عاشورا را ورق نزدیم و رشحات نور را نیافتیم و چراغ راه نکردیم؟ امروز هم بر همین اساس باید راه را در فرازی دیگر پی بگیریم که رسم حسینی هم از فراز به فرازی دیگر راه گشودن است. فراز هایی که نه با سخن که به رفتار تحریر می شود. قلم و قدم برداریم برای ماموریت حسینی سال پیش رو.... ب / شماره 4548 / يکشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14000531.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۰ساعت 12:9  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|