|
اگر مدیران و مسئولان سخن خود را نقد کنند، این همه اشتباه به گفتار درآمده شکل نمی گیرد و یا حداقل به عمل بدل نمی شود تا این همه آثار زیان بار در جامعه به جا بگذارد. اگر سخن خود را نقد می کردیم، عیار دانایی ما هم هر روز افزون می شد. اگر هم از این پس فقط با همین کلید، به سمت قفل های زندگی فردی و اجتماعی برویم، بسیاری از مشکلات رفع و سوالات حل خواهد شد و ثمرات مبارک اجتماعی آن به بسط و آرامش در جامعه خواهد انجامید. در جامعه به آرامش رسیده نیز استعدادها به منصه ظهور می رسد و تازه اگر مشکلی باقی بماند باز بر اساس نقشه راهی که امام ارائه فرموده اند، می توان به این سه کس، «دین دار، یا صاحب مروت و یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد» حاجت برد و افرادی این گونه، گره از کلاف های سردرگم خواهند گشود و حاجت ها را، اجابت خواهند کرد. بر این اساس نیازی نخواهد بود که فرد مشکل خود پیش بی دین برد، تا پایه ایمانش سست شود. سراغ ناجوانمرد برود، تا آبرویش قربانی شود و یا به نوکیسه رواندازد که به درخت بی ریشه می ماند، تا در اندک زمانی به خاطر رفع مشکل، خود را مالک پرمنت همه زندگی او بداند. بلکه مشکل گشای با اصالت، هرگز اهل منت گذاشتن نخواهد بود و گره گشایی او هم به سان هدیه اهل ایمان و جوانمردی خواهد بود...حرف آخر این که حسین علیه السلام، امام زندگی است، امامی برای همه فصول زندگی، او را به نیم روز نباید خلاصه کرد، هر چند آن روز عاشورا باشد. صفحه 09 اجتماعي ، شماره سريال 17321 ، تاريخ انتشار 880504
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۸ساعت 10:23  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|