عصبانی می شویم وقتی برق قطع می شود. کلافه می شویم وقتی در نبود برق، گرما ، هجوم می آورد. وقتی در این هجوم که نابهنگامش می دانیم لب های خشکیده ما را برای نوشیدن جرعه ای آب به سمت یخچال می برد اما عصبانی تر، پس می فرستد چون آب سرد نیست. تلخ است چون این را حق خود نمی دانیم و از حقوق مسلم خود می دانیم همیشه باشد و فراوان هم باشد. واقعیت اما چیز دیگری است و ما را هم به تمکین و تنظیم شرایط با خویش می خواند که با همه وجود درک کنیم که؛ برق هست اما کم است. این واقعیت و مسئله ای است که نه تنها باید قبولش کنیم، بلکه باید در چاره سازی آن، خود ما هم نقشی جدی را به عهده بگیریم. این نکته را همه ما باید بدانیم و به دیگران هم بگوییم که میان میزان مصرف و تولید برق، فاصله افتاده است. وضع موجود، شرح عملی «دخل، 19 و خرج، 20» است. به عدد می نویسم این پاره ضرب المثل را تا بیشتر در ذهن بنشیند: «بر احوال آن مرد باید گریست که دخلش بود 19، خرج20.». جای «مرد» هم مردم بگذاریم یا مسئولان، فرقی نمی کند. مهم این است که نسبت تولید و مصرف ما به اینجا رسیده است و اگر نتوانیم مصرف را با تولید تراز کنیم، این ناهم ترازی، نظم زندگی ما را برهم خواهد زد. پیامد این نابسامانی ها نیز -متاسفانه- متعدد خواهد بود که در زندگی جمعی و حتی فردی ما رخ نشان خواهد داد.  چنان که امروز رخ می دهد و اولین ما به ازایش، فرسایش روح و روان است که در کوچه عصبانیت، آغاز می شود و دومی هم آسیب مالی و اقتصادی است که با آسیب به وسایل برقی، رخ می دهد. اینکه چشم بر همه چیز و به ویژه سهم خود، ببندیم و مسئولان را مقصر صددرصدی این مسئله بدانیم یا به انصاف، نگاه و سهم بندی را هم لحاظ کنیم، موضوعی اخلاقی است که به انصاف ما ربط دارد اما در واقعیت ماجرا که همان کمبود برق است، تفاوتی ایجاد نمی کند. همین روز ها بود که در خبر ها خواندم مصرف برق ما 63هزارمگاوات است، در حالی که سقف تولیدمان 54هزارمگاوات است و به گفته جهانگیری، افزایش تولید برق تقریبا غیرممکن است، زیرا هم اکنون تمام نیروگاه ها با همه ظرفیت درحال تولید برق هستند. لب مطلب جناب معاون اول این است که ظرفیت موجود همین است و جز مدیریت مصرف، راه دیگری نیست. گرمای هوا را نمی توانیم بکاهیم. باران را نمی توانیم بیفزاییم. حرف این دولت و دولت آینده نیست؛ حرف ظرفیت هاست که به این زودی ها بهبود نخواهد یافت. حرف بارندگی است که افق روشنی پیش رو نمی گشاید. حرف نیروگاه های بادی است که باز به ظرفیت تبدیل نشده است. یعنی فرق نمی کند چه کسی دولت داری کند، مهم ظرفیت است که در کوتاه مدت افزایش نمی یابد. مهم گرماست که روز افزون می شود. مهم باران است که نمی بارد. در شرایطی چنین ما هرکدام باید برای خود یک ماموریت ملی قائل باشیم. سخت هم نیست فقط کافی است گاهی چند قدم برداریم؛ بلند شویم و لامپ اتاقی را که لازم نداریم خاموش کنیم! به همین راحتی می توانیم یک کار مفید برای ماندگاری برق انجام دهیم. بیاییم و درجه کولر را در دمای استاندارد 25 درجه تنظیم کنیم و در مکان هایی که می شود با جمع کردن پرده، از نور خورشید استفاده کرد، چند لامپ را خاموش کنیم. نگوئیم از این یک لامپ و دو لامپ مگر چقدر صرفه جویی می شود. بدانیم که اقیانوس ها از به هم پیوستن قطرات باران شکل گرفته است. اگر همت کنیم، با مدیریت درست مصرف خواهیم توانست، بحران برق را پشت سر بگذاریم والا جا به جایی دولت، هیچ دردی را دوا نخواهد کرد چه برق نه اصلاح طلب است و نه اصول گرا و نه اعتدالی، تا با این جریان و آن دولت همراه شود. هیچ دستو العمل و فرمانی را هم برنمی تابد و جز با مدیریت مصرف نمی توان آن را به قرار آورد. پس همه با هم همراه شویم برای بهینه سازی مصرف برق.....

ب / شماره 4522 /  شنبه 26 تير ۱۴۰۰ / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14000426.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۰ساعت 11:22  توسط غلامرضا بنی اسدی  |