|
تعبیرِ مشهوری بود که اول انقلاب هم خیلی تکرار می شد به این عبارت که "تا انقلاب در انقلاب اتفاق نیفتد، انقلاب از مسیر خود منحرف می شود. نمی دانم از زبان جاودانیاد شریعتی است یا هر فرد دغدغه مند دیگر ولی حرفی تامل برانگیز بود. من با وام گرفتن از این سخن، بر خلاف همیشه که از جزء به کل می رسیم، می خواهم از کل به جزء حرکت کنم به این عبارت که انسان هم همان حکم انقلاب را دارد. اگر زایش بعد از زایش را تجربه نکند، خواهد مرد. اما با هزار تاسف باید خبر مرگ های بسیاری را بخوانیم و بپذیریم چون بسیاری از ما ها در همان زایش اول می مانیم. از مادر زاده می شویم بی آنکه به زادن دوباره فکر کنیم و چیزی بیافزاییم، می میریم. می شود همان حکایتِ معروفِ "نه خانی آمده و نه خانی رفته". از ما اثری بر جای نمی ماند حال آنکه ما آمده ایم تا "اثر" بگذاریم. آمده ایم تا نقشِ خویش را در این عالم، ایفا کنیم. خوش رقم خوردن این نقش است که معیار سعادت می شود واین هم نیاز مندِ زادن دوباره است و زیبا و دقیق گفته اند؛ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ: ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ - به تکرار- از ﺧﻮﯾش، ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ، در زﺍﯾﺶ های بعد، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ شودآنان که در عالم، صاحب اثر می شوند کسانی هستند که بیش از یک بار زاده شدن را تجربه می کنند. به هر نوزایی، خطی خوش در کتاب هستی می شوند و به هرجلوه، کوچه ای را روشن می کنند. این مسیر را هم خداوند پیش پای همه ما نهاده است و این خود ما هستیم که باید اول در خویش شکوفا شویم و بعد جهان را شکوفا کنیم. و دومی هرگز اتفاق نمی افتد مگر آنکه در اولی به ثبات برسیم. این را می توانیم به شهر مانند کنیم که شکل نمی گیرد مگر این که خانه ها ساخته شود و شانه به شانه هم بدهند و محله ها را تشکیل دهند و از جمع محلات هم به شهر برسیم. در حقیقت نه شهری بدون ساخته شدن خانه ها شکل می گیرد و نه جهان بدون ساخته و شکوفا شدن انسان، به شکوفایی می رسد. خود را بسازیم به صلاح، تا جهان، به قاعده نیکی و مصلحانه، شکل بگیرد که هیچ سازه ای جز با مصالح، سر پا نمی شود. ب / شماره 4521 / پنج شنبه 24 تير ۱۴۰۰ / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14000424.pdf
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۰ساعت 11:28  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|