من، نگاهم را، قلمم را و باورم را مدیون مردی هستم که از همه آنچه در دنیا هست، به دو حرف مختصر بسنده کرد به جای اسمش؛ عین. صاد. همین و بس. جز این هم نمی خواست؛ هرچند او را «آیت ا...» می دانستیم و در کلامش، چشمه های جوشانی وجود داشت که لب های تب خال بسته خلقی را به شهدی بهشتی اجابت می کرد. من هم در این وادی تنها نیستم؛ چون کوچک ترین فردی هستم که استاد به بزرگی رساند. او اهل راز بود و رمز بندگی را به خوبی می دانست، بنابراین هرکس در شعاع انفاسش قرار می گرفت، آب می شد و جریان می یافت، حتی اگر چون یخ در دل زمستان قندیل بسته بود.
او بلد کار بود. ازپاافتادگانی چون من و ما را دست می گرفت و رسم ایستادن و حرکت می آموخت. از این شیوه هم در صفحه67 کتاب مسئولیت و سازندگی، چنین پرده گشایی می کرد که: «براى ساختن بشر باید در او عشقى آفرید که از تمام غریزه‏ ها نیرومندتر باشد. قرآن می گوید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا أشَدُّ حُبّاً...»(1) آن‏ ها که به سوى حق گرویده‏ اند و به سوى ا... آمده ‏اند، از عشق، از محبت شدیدترى نسبت به حق برخوردارند. ما از محبوب‏ هاى خود به خاطر محبوب‏ ترى چشم مى‏ پوشیم و خوب را فداى خوب ‏تر مى‏ کنیم و آنچه بااهمیت ‏تر است، انتخاب مى‏ کنیم. با آنکه پول را دوست داریم، آن را مى‏ دهیم تا به آنچه بیشتر مى ‏خواهیم، برسیم. با آنکه جان خود را دوست داریم، از جان خود مى ‏گذریم تا به آزادى دست یابیم.» استاد از یک مثال و نمونه قرآنی هم سخن می گوید: «ابراهیم(ع) با آنکه اسماعیل(ع) را دوست دارد و خیلى هم دوست دارد، در راه حق و به خاطر دستور او قربانى مى‏ کند.» درسی را که از این حرکت حضرت ابراهیم(ع) می گیریم، استاد در نتیجه گیری این سطور چنین تبیین می فرمایند: «عشق شدیدتر و حب «ا...»، ما را از اسارت غرایز و حب نفس و حب دنیا آزاد مى‏ کند.» پس باید کوشید به پاسخ این پرسش رسید که «چگونه مى ‏توان این عشق را در نهاد انسان برافروخت؟» به جواب که رسیدیم، همه حجاب ها از برابر دیدگان ما کنار خواهد رفت، ان شاءا... .

پی نوشت:

1. بقره 165

شهرآرا / شماره 3433 / سه‌شنبه ۲۲ تير ۱۴۰۰ / صفحه آخر / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/11760/328948

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۰ساعت 11:18  توسط غلامرضا بنی اسدی  |