آدم سیاسی نمی‌تواند خود را کنار بکشد. دلخور می‌شود، تلخ‌گویی می‌کند، حتی به قهر هم می‌نشیند اما یخ قهرش آب می‌شود و به میدان بازمی‌گردد. این هم حکایت امروز و دیروز نیست. حرف یک عمر تجربه است که برای من و شما و ایشان هم ثابت شده است. آدم سیاسی نمی‌تواند بی‌توجه باشد به امروز و فردای خودش و شهر و کشورش. من خود از بسیاری از فعالان سیاسی شنیده بودم که نمی‌خواهند در انتخابات شرکت کنند. می‌گفتند که آرد‌ها را بیخته و الک‌ها را آویخته‌اند اما کم‌کم باز الک به دست گرفته‌اند. این را پس از تماس‌های مکررشان می‌گویم؛ به‌خصوص این روز‌های آخر که حرص می‌خوردند از دست کسانی که سخن از نیامدن و قهر با صندوق‌ها می‌گفتند. تاکید این دوستان این بود که باید رأی داد.
نباید سرنوشت فردای خود را به تصمیم دیگران وانهاد. می‌گفتند: در بدترین شرایط که امکان انتخاب حتی میان دو فرد هم‌سو مطرح است، باز باید به‌سمت انتخاب کسی رفت که فاصله‌اش با اهداف و برنامه‌های آدم کمتر باشد. آدم‌های سیاسی می‌آیند. بعد هر افتادن، باز برمی‌خیزند و خود را به قافله می‌رسانند، بنابراین نباید -چندان- نگران نیامدنشان بود. آن‌ها به‌موقع خود را می‌رسانند و از ظرفیت‌های حداقلی هم بهره می‌گیرند و می‌کوشند به حداکثری تبدیلش کنند. تاریخ رقابت‌های انتخاباتی هم تایید می‌کند که آن‌ها بارها موفق شده‌اند. این‌بار هم می‌تواند حکایت تکرار شود، پس نگران نباید بود -چندان-. اما نگرانیم و نگران باید بود برای افراد غیرسیاسی. آنان که دریچه نگاهشان  سیاه و سفید است و نگاه و برنامه نمی‌بینند.قهر اینان، می‌تواند عمیق شود. دلیلش هم انگیزه‌ای است که ندارند. منفعت فردی است که احتمال برآورده شدن نمی‌دهند. اینان را باید به‌سمت منافع ملی توجه داد، به نیاز‌های میهنی. به اینکه رأی می‌تواند نقش یک سرباز را بازی کند و از منافع فردی او هم درمیان منافع ملی حراست کند. با این گروه باید حرف زد. باید متقاعدشان کرد برای آمدن، برای رأی دادن.

شهرآرا / شماره 3407 / يکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ / صفحه آخر / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/11599/326693

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۰ساعت 11:20  توسط غلامرضا بنی اسدی  |