این را بسیار شنیده ایم که "حرف، بادِ هواست" آنقدر به تکرار گفته و شنیده ایم این سخن را که لباسِ ضرب المثل پوشیده است. اما کسانی که اثر کلمه را می دانند و آثار آن را می بینند اصرار دارند بر این نکته که؛ حرف، باد هوا نیست! اگر هوا را هیچ و بی تاثیر می پنداریم. اما مثل باد هواست اگر زندگی را بسته به آن بدانیم. به هر روی، حرف، بن مایه شخصیتی افراد است و چنان که از "فروید" نقل می کنند: "تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد. انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگ‌ها به‌اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود." این البته برای کسانی است که تمدن را بر پایه نفی دیگران تعریف می کنند و امروز هم با بمب و موشک سخن می گویند. تمدن سازی کلمه اما از نگاه ما، از جنسِ معرفت و دیانت است لذاست که برای آن حرمتی ویژه قائلیم والا برای ابزار دعوا که بخواهد خلقی را برنجاند نمی توان سند اعتبار صادر کرد. بنده خدایی برای این که بر گزاره "حرف، باد هواست" خط قرمز بکشد نوشته بود کلمات متنوع ‌تر از سنگ‌ها بودند، می‌شد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند. این را هم اضافه کرده بود که " از سنگ‌ها می‌شد گریخت اما از کلمات نه." اگر از این منظر نگاه کنیم می توان گفت بله! کلمات، هدفگیری دقیق تری دارند. چتری، سپری، چیزی نمی توان یافت که بتواند آدمی را از آسیب کلمات مصون دارد. او در ادامه نوشته بود؛ درد سنگ‌ها و کبودی‌شان فقط تا چند روز باقی می‌ماندند اما کلمات می‌توانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشه‌ای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ روان‌درمانگری در هیچ جلسه درمانی به آن‌ها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟ 
ما سنگ‌هایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیق‌ترمان که کلمات بودند، بگنجانیم. یاد گرفتیم که چطور گوشه‌هایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بی‌دفاع‌تر است چون دیگر سپری در کار نیست. هیچ انسانی رویین‌روان نیست و دوری‌گزینی راهی می‌گردد برای تاب‌آوری و حفظ شان و شخصیت ذاتی. حرف آسیب می‌زند ، می‌شکند، نیستی و‌ زندگی می‌بخشد. برای دوست داشتن و دوست داشته شدن و زندگی اجتماعی باید مراقب کلمات مان باشیم. مراقب باشیم که شخصیت افراد و حرمت شان را زیر بمباران کلمات نگیریم و بدانیم که حرف، باد هوا نیست گاه سخت تر از سنگ، دل می شکند و روان می فرساید. به خاطر انسانیت حواس مان به حرف ها مان باشد. اگر نمی توانیم آن را به کلمات معرفتی ارتقا دهیم، کم حرف بزنیم.کم حرف بزنیم و باز هم حرف بزنیم.

ب / شماره 4491/  پنجشنبه 20 خرداد ۱۴۰۰ / صفحه 3 /

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14000320.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۰ساعت 11:16  توسط غلامرضا بنی اسدی  |