تورم و گرانی وحشتناک سال های اخیر فقط توان اقتصادی جامعه را نفرسود، بلکه آسیب اجتماعی و معرفتی آن اگر دوچندان آسیب اقتصاد نباشد، کمتر هم نبود.
متأسفانه در این هنگامه خطیر و پرخطر، شاهد لاغرشدن طبقه متوسط اجتماعی و اضافه شدنشان به طبقه فقیر بودیم. این به خودی خود دردناک است و زمانی این درد صدچندان می شود که بدانیم قشر متوسط جامعه، پیشران و قوه محرکه هر کشور است.
کوچک شدن این طبقه هم یعنی کاهش توان تحول و شکوفایی. در ادبیات دینی هم به نوعی این نگاه را داریم، چون برخورداران که در شمار ملا و مطرف دسته بندی می شوند، به خود دچارند و در تحولات تاریخی از آنان اثری نمی بینیم و اگر هم باشد، برای حفظ وضع موجود است که منافعشان با خطر روبه رو نشود.
از فقرا هم نمی توان انتظار داشت، چنان که بزرگی می گوید: «انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیرشدن شکم ندارد، چون غم نان اجازه نمی دهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهی اش را بالا ببرد و به جهان اطراف خود بیندیشد. آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمی گذارد.» چه رسد که بخواهد چراغی برافروزد و باعث دانایی دیگران شود.
فقر و جهل قرین هم اند و نمی توان برهه ای از تاریخ را نشان داد که فقر و آگاهی جمع شوند. آگاهی که بیاید، فقر باید برود و فقیر خود اولین کسی است که برای بیرون راندن فقر تمام قد برمی خیزد.
باری، باید برنامه ها را جوری نوشت و سامان داد که طبقه متوسط هر روز به فراوانی بیشتری برسد. کشور برای توسعه و انقلاب برای قوام خود به مردمی چنین نیاز دارد. این نیاز اقتضا می کند که نه فقط برای رفع مشکلات اقتصادی، که برای تقویت مؤلفه های اجتماعی، فرهنگی و معرفتی کلان، باید وضعیت اقتصادی را بهبود بخشید.

شهرآرا / شماره 3345 / يکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2813/42538

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۹ساعت 12:29  توسط غلامرضا بنی اسدی  |