|
مسئولان که مو لای درز تدبیرشان نمی رود. حتما درست حساب می کنند و کتاب محاسبات شان هم حتما ردیف است. به همین خاطر با اطمینان کامل و امید صد در صد به تدبیرشان وارد فروشگاه شدم و همان کالایی را بر داشتم که چند نفر دیگر برداشته و در صف پرداخت وجه ایستادم. نوبتم که شد، گفتم باز نشسته کارگری هستم. برای محکم کاری و جلب اعتماد فروشنده، دفترچه تامین اجتماعی را که کارت کانون بازنشستگی هم لای آن بود را روی پیشخوان قرار دادم تا بشناسد و برای پول من، ارزش بیشتر قائل شود و ریال مرا سه ، چهار و هشت برابر حساب کند چنان که مسئولان محاسبه کرده اند.اما فروشنده حاضر نشد و یک ریال هم کم نکرد. درست همان قیمتی را از من گرفت که از نفر جلویی که بازنشسته دولتی بود گرفت و نفر جلوتر که بازنشسته نیروهای مسلح و جلوتری که قاضی بازنشسته بود! اصلا هم به این توضیح – که افزایش مستمری من یک سوم کارمند و یک چهارم لشکری و یک هشتم قاضی است- توجه نکرد. گفت: مگر قیمت کالا فرق می کنه که به تعریف ایستاده ای برای من؟ همه این ها را به یک قیمت خریده ام و به همه با یک قیمت می فروشم. به من چه که تو چقدر می گیری و فلانی چقدر؟ ب / شماره 4423 / چهار شنبه 13 اسفند 1399 / صفحه 3 http://www.birjandtoday.ir/1399/12/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-34/ http://archive.birjandemrooz.com/PDF/991213.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۹ساعت 11:30  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|