آغاز ماه رجب، اولین اذانی که در این ماه از گلدسته ها برمی خیزد، جور دیگری بر جان می نشیند انگار. حس می کنی جهان هم دارد نو و نوتر می شود. کلمات، طعم آیات می گیرند و جانِ آدم ها بزرگ تر می شود. این حس، نسبت به زمین هم تحریری بشکوه دارد که گویا زمین هم بزرگتر شده است. مسجد که در ترنم هواب بهشت، بیش از همیشه انسان را به حسرت ملکوت دچار می کند. وقتی بعد از نماز، مومنان، همکلام امام صادق(ع) می شوند در خوانشِ ؛
یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ] کُلِّ شَرٍّ یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَةً أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ [جَمِیعَ] شَرِّ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَیْتَ وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ .
اى آنکه هر خیرى را از او امید دارم و از خشمش در هر شرّى ایمنى جویم ، اى آنکه در برابر عبادت اندک مزد بسیار عطا مىکند، اى آنکه به هرکه از او بخواهد مىبخشد، اى آنکه به هرکه از او نخواهد و او را نشناسد نیز مىبخشد، عطایش از روى مهربانى و رحمت است، با درخواستم از تو همه خیر دنیا و خیر آخرت را به من عنایت کن و با درخواستم از تو همه شر دنیا و شر آخرت را بازگردان، زیرا آنچه را تو عطا کردى کاستى ندارد و از احسانت بر من بیفزاى اى کریم.
این پایان دعا نیست بلکه از حالی به حالی شدن هم در پی دارد؛ حالی با تزرع افزون تر، با خواهشی بیشتر و حالی خوشتر؛
آنگاه، حضرت محاسن شریف خود را در پنجه چپ گرفت و این دعا را با حالت درماندگى و زارى همراه حرکت دادن انگشت اشاره دست راست خواند و پس از این گفت: « یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَى النَّارِ» اى داراى بزرگى و بزرگوارى،اى داراى بخشش و جود،اى داراى عطا و کرم،محاسنم را بر آتش دوزخ حرام کن.
باری، رجب است و حالی خوش که باید به خوش احوالی هم برسد. مردمان به دعا، دست در آسمان زنند و به اجابت خواهش همدیگر در زمین به گره گشایی، بپردازند. در دعا هم خویش از غریبه باز نشناسند و به یاد داشسسته باشند سنت حضرت زهرا(س) را که همسایه را بر خویش اولویت می داد. در کمک و گره گشایی هم خویش از غریبه باز نشناسند و هر کار از دست شان بر می آید برای بندگان خدا انجام دهند. بدانیم که به رفتار در آوردن دعا، یک ضرورت حیاتی اجتماعی است. این گونه می توان برای بهتر شدن حال ملک و ملت تلاش کرد. دست ها باید لب خوانی کنند و دعا را تحریر عملی کنند. نتیجه این می شود شکوفا شدن فرصت خدایی رجب که حال و احوال را به احسن الحال می رساند.
ب / شماره 4409 / یکشنبه 26 بهمن 1399 / صفحه 3
http://archive.birjandemrooz.com/PDF/991126.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۹ساعت 11:57  توسط غلامرضا بنی اسدی
|