کار و کارگر، دو کلمه هستند با یک جهان مفهوم؛ مفهومی‌ متعالی که تامل در آن، آدمی‌ را به تکریم کار و کارگر وامی‌دارد. این کار است که رونق می‌آفریند در مسیر ماموریت آبادانی زمین که خدا در صدر فهرست تکالیف انسان نوشته است. این کارگر است که با انجام کار، به آن تکلیف بزرگ، جان می‌بخشد. همین کنش سازنده است که اقتضا می‌کند کارگر، قدر بیند و بر صدر نشیند اما دریغ که نه‌تنها در صدر، جای ندارد که در تحت قاعده اجتماعی هم دارد لگد می‌خورد. روشن است که وقتی با کارگر -که قشر مولد جامعه را نمایندگی می‌کند- چنین برخورد شود، کار و تولید به محاق خواهد رفت؛ واقعیت تلخی که همین امروز هم نشانه‌های پررنگش به‌چشم می‌آید. امروز پدر و مادرهای زخم‌خورده از شرایط کارگری که بعد بازنشستگی هم مضاعف می‌شود، به فرزندان خود می‌گویند اگر شده به در آبدارخانه سازمان‌های دولتی و نهادهای حکومتی، دست بیندازید اما پا به وادی تولید و کارگری نگذارید. حق هم دارند که براساس محاسبه دودوتا، چهارتایی که می‌کنند، به این نتیجه برسند و فرزند خود را به این راه بخوانند. قصه کار بیشتر و تحمل مشقت افزون‌تر و درآمد کمتر را هرسال بیشتر احساس می‌کنیم. نمونه کاملش را هم در ماجرای همسان‌سازی حقوق بازنشستگان دیدیم که افزایش حقوق کشوری‌ها و لشکری‌ها بیش از سه‌برابر بازنشستگان تامین‌اجتماعی بود و چنان‌که از خبرها می‌توان دریافت، این قصه در سال آینده هم ادامه دارد. بازنشسته کشوری و لشکری و... از بودجه عمومی، افزایش حقوق دارند اما بازنشسته کارگری، از سپرده خودش هم حقی ندارد و دولت، پول برداشته را در جای خود نمی‌گذارد تا کارگر بتواند دست در جیب خود کند و سفره‌اش را بیاراید. خبرهایی که از لایحه بودجه1400 دولت و اقدامات کمیسیون تلفیق می‌رسد، هم نه‌تنها امیدی برنمی‌انگیزد که ناامیدی را هم مضاعف می‌کند. خب، وقتی قصه کار و کارگر این است، خدا می‌داند فردا چه بازی‌ای خواهد کرد روزگار با ما.

شهرآرا / شماره 3314 / دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2617/39319

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 13:48  توسط غلامرضا بنی اسدی  |