|
بندهخدایی، خاطرهای درسآموز نوشته بود؛ خاطرهای در یکی از کشورهای توسعهیافته و دارای نام و آوازه در عدالت اجتماعی به این شرح: در میز مجاور من، مردی یک ساندویچ برای دو پسر کوچکش گرفت. گذاشت روی میز. به اولی گفت: «تو نصف کن» و به دومی گفت: «تو انتخاب کن!» ماتومبهوت نحوه تربیت و عدالت این مرد شدم. یعنی اگر اولى یک وقت به عمد، نامساوى نصف کند، دومى حق داشته باشد که اول انتخاب کند. خب، با این نوع تنظیم روابط، سر هیچکدام کلاه نمیرود. اصلا فضایی پیش نمیآید که کسی در خیال خود هم به بازی دادن و لقمه برداشتن از سهم دیگری فکر کند. کاش در مبادلات ما هم این قاعده حکمفرما بشود. یعنی اگر فلان فرد و فلان سازمان، حق تنظیم مقررات دارد، شهروند هم حق انتخاب داشته باشد اما -متاسفانه- چنین نیست. مثلا بانکها در راس، روزشمار بودن سود سپرده را حذف میکنند و سپردهگذار، هیچ اختیار یا حقی ندارد. سود سپرده را در راس کم میکنند، بدون اینکه به سود تسهیلاتی که دادهاند، دست بزنند. باز سپردهگذار هیچ اختیار یا حقی ندارد. در تعامل با دیگر سازمانها و نهادها هم به همین روشنی، «حق انتخاب» از طرف دوم ماجرا که مردم هستند، گرفته میشود. در این مثل، آن که ساندویچ را قسمت کرده است، بدون تعارف، قسمتی که میخواهد را برمیدارد. معمولا هم طوری قسمت میکند که آنچه برخواهد داشت، خیلی بیشتر از قسمتی باشد که برای طرف دوم خواهد گذاشت. معلوم است تا تقسیم و انتخاب با یک طرف باشد، طرف دوم همواره ضرر خواهد کرد. کاش قوانین را طوری بنویسند که این ضرر، کمتر شود! شهرآرا / شماره 3312 / شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2606/39127
+ نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 12:2  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|