|
ما نیازمند فهم روزآمد از زندگی فاطمه زهرا(س) هستیم تا در حیات و ممات و در دو عالم راهی به سعادت داشته باشیم. این درست که ایشان را «سیده زنان عالم» نامیده اند اما این بدان معنا نیست که «سیده همه خلق عالم» نباشند و مردان که نیمی دیگر از جامعه بشری هستند از سرمشقی چنین نیکو فرصت مشق نداشته باشند و از خورشیدی چنین پرنور محروم بمانند. حضرت فاطمه (س) «اسوه زندگی» است و هرکس می خواهد زندگی زیبا داشته باشد باید براساس زندگی این مدل موفق عبودیت و صلاح، زندگی خود را تعریف کند. به باور من قرار نیست ارادتمندان بانوی دوعالم از دوعالمی که باید به این نور روشن شود از گستره بی کران حیات معنوی ایشان غفلت کنند و فقط به روز شهادت ایشان بپردازند و آن هم در مرحله «احساس» متوقف شود، بلکه قرار مومنانه ما را به این رهنمون خواهد شد که لحظه به لحظه زندگی سرشار از «تولی و تبری» ایشان را نصب العین قرار دهیم و همه فراز و فرودهای زندگی خود را براساس هندسه زندگی زهرا(س) بنا کنیم، آن وقت مولا علی در طول تاریخ بیشترین یاور را خواهد داشت و حق هرگز غریب نخواهد ماند، بلکه پرچم آن در بالاترین قله ها در اهتزاز خواهد بود. پس باید احساس برخاسته از دل های پاک که چشم ها را می شوید قدر دانست و به بصیرت در اندیشه تبدیل کرد و برای تعریف نسبت خود با حضرت فاطمه زهرا سلام ا...علیها، به این مهم اندیشید که اگر حضرتشان در زمان اکنون زندگی می کردند چگونه رفتاری داشتند؟ آیا رفتارهای صرفا احساسی را مورد نکوهش قرار نمی دادند؟ آیا بر رفتارهای خارج از قاعده ای که گاه به چشم می خورد و زمزمه هایی که گاه خارج از دستگاه وحدت امت اسلام می نوازد، برنمی آشفتند؟ آیا تغییر پیکان از سوی دشمن اصلی به نقاط انحرافی را تاب می آوردند؟ به این فکر کنیم که ایشان چه می کردند در زمان ما، آیا رفتارشان ترجمان عملی قرآن نبود که همگان را به آویختن بر حبل ا... فرا می خواند و از تفرقه پرهیز می دهد؟ آیا «آیه به آیه قرآن» را در رفتار ایشان نمی دیدیم؟ من بر این باور به یقین رسیده ام که رفتار حضرت فاطمه(س) در هر زمان تجسم آیات حق است و امروز کسی فاطمی است که رفتارش قرآنی باشد. بالاترین عرض ارادت به ساحت مقدس بی بی دو عالم، این است که در ساحت فردی و جمعی، در رفتار سیاسی و اجتماعی، چنان در این عالم زندگی کنیم که در آن عالم ما را روی سربرآوردن در محضر حق باشد، جوری رفتار کنیم که زینت بی بی و ائمه و حضرت رسول باشیم، نه این که ضعف ها و رفتارهای نادرست خود را پشت یک علاقه احساسی پنهان کنیم و تازه آن احساس ما هم مثل ابرهایی باشد که در یک جا بارور می شود اما در سرزمین منافع کسانی می بارد که جز ضرر برای ما ندارند! احساس زمانی مفید و عزیز است که به بصیرت تبدیل شود، ابر بارور شده ای باشد که در سرزمین باور خودمان ببارد و ما را تا رفعت فهمیدن و ایمان حقیقی به حضرت فاطمه (س) که همانا ایمان به خداست برکشد.و حرف آخر، از زندگی پیشوایان خویش چنان درس بگیریم و به عمل درآوریم که دیگران در ما و رفتار ما، نقش ائمه را ببینند و نه چیز دیگر. قصد بیان مصداق ندارم. اما همه مصادیق رفتاری ما باید تصدیق تصور ایمان ما باشد و صدق گفتار ما را رفتار ما تایید کند تا بتوانیم فاطمی باشیم. صفحه 02 اخبار ، شماره سريال 17258 ، تاريخ انتشار 880219
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 11:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|