ساده انگاری حوادث باعث می شود، ساده‌تر از آن كه تصور می كنیم در دام حادثه ها گرفتار شویم. كم نبوده اند كسانی كه مثلا كنترل دودكش بخاری خانه را شوخی پنداشته اند و شوخی شوخی، جدی مرده‌اند! كم نبوده اند افرادی كه به مهارت رانندگی خود غره بوده و حادثه را شوخی انگاشته اند، باز شوخی شوخی، جدی به تجربه مرگ رسیده اند. كم نبوده اند كسانی كه هشدارهای ایمنی و مراقبت را شوخی پنداشته اند و شوخی شوخی، به طور جدی، قربانی لانه های فساد، باندهای زورگیری و سرقت و ... شده اند. حال آن كه عقل حكم می كند آنچه بر دیگران می رود را شوخی نپنداریم حتی یادمان باشد كه آن حوادث، اختصاصی دیگران نیست كه ما از آن ایمن باشیم، بلكه باید از تجربه دیگران درس بگیریم، قبل از آن كه ما را سر كلاس تجربه بنشانند و از ما عبرتی برای دیگران بسازند. یادمان باشد ما در آموزه های دینی هم به عبرت گرفتن امر شده ایم و هنوز «فاعتبروا یاالوالابصار» باید ما را در گوش مانده باشد و اگر اهل بصیرت هستیم باید عبرت بگیریم اما... برخی شهروندان آنچه در صفحه حوادث نوشته می شود را جدی نمی گیرند. برخی ها از باب تفریح و سرگرمی می خوانند و برخی ها، هرچند تعدادشان اندك است به مطایبه می پردازند و برخی ماجراهای واقعی درج شده را «فیلم هندی» می خوانند و برخی نیز با گذاشتن مته روی خشخاش می گویند مثلا ساعت 10 كه در خبر بود درست نیست و ساعت 9:45 درست است، حال آن كه این ها هیچ كدام مهم نیست مهم درس گرفتن از حادثه و هوشیاری افزون كردن برای نیفتادن به دام حوادث است البته ممكن است برای شناسایی نشدن افراد اصلی ماجرا، از آنجا كه ضرورتی هم ندارد اما بحث عبرت آموزی ماجرا اهمیت دارد. نویسندگان اسامی مستعار به كار برند وحتی زمان و مكان واقعه را هم تغییر بدهند تا بدون این كه افراد شناخته شوند بار عبرت آموزی ماجرا به جامعه هدف منتقل شود، تازه این هم در مطالب غیرخبری است كه رویه ای متداول برای كار است. اما برخی ها انگار تا خودشان شكار نشوند و طعم تلخ حادثه همه وجودشان را پر نكند، نمی خواهند عبرت بگیرند حال آن كه بایدشان گفت كه گیریم همه ماجراها، فیلم هندی باشد، همه ماجراها قصه باشد، رمان باشد، داستان باشد و... هرچه شما می گویید اما مگرنه این است كه فیلم و داستان و قصه و... همه ظرفی است برای انتقال پیام به مخاطب فیلم برای فیلم و قصه برای قصه نیست بلكه همه ظرفیت های هنری برای پرهیز دادن از ناهنجاری ها و ارتقاء یافتن هنجارها و زیبایی هاست. به عبارت دیگر ابرو باد و مه وخورشید و فلك در حوزه اطلاع رسانی و فرهنگ سازی دركارند تا گزندی به تو نرسد و نسیم زلف تو را بر نیاشوبد. امید و آرزوی همكاران ما چه ستون نویس ها و چه خبرنگاران این است كه خبرهای سیاه حوادث، سفیدی زندگی كسی را نیالاید بلكه همگان را مثل عبرت در چشم بنشیند و پرهیز دهد از ناروایی ها.

صفحه 13 حوادث ، شماره سريال 17257 ، تاريخ انتشار 880217
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 11:26  توسط غلامرضا بنی اسدی  |