براي قدر ديدن و بر صدرنشستن، چه لازم است كه «كارگر» ندارد؟ اگر «خلق» شأن خداوندگاري است كه حضرتش به خلفاي خويش نيز عنايت فرموده است و ارزشي بس بزرگ است، پس كارگر هم چون دست به كار «خلق كالا» دارد شايسته قدر ديدن و برصدر نشستن است. اگر توليد كه بسترساز استقلال و سرفرازي است ارزش است كه هست، پس توليدكننده كه با كار خود سرفرازي و استقلال وطن را فرياد مي كند هم ارزشمند است و شايسته تكريم. اگر براي قدرديدن و بر صدرنشستن، آموزه هاي مذهبي و سيره پيامبران و ائمه ملاك باشد چه حقيقتي از اين پرشكوه تر كه عطر بوسه رسول گرامي اسلام(ص) هنوز و تا هميشه از دست كارگر جاري است، اما آيا كارگر مطابق شأن خويش قدر مي بيند و در صدر جايي مي يابد؟ امروز اگر در جامعه چشم بگردانيم همه چيز را مي بينيم و اين قلم نه شأن داوري دارد و نه قصد آن را، فقط اشارت مي دهد كه چشم را باز بايد كرد و واقعيت را بايد ديد. چه در جامعه اي اگر توليد و توليدكننده حرمت داشته باشد، توليد رونق مي گيرد و جامعه نيز هم. اگر كارگر عزيز باشد، كار هم عزت پيدا مي كند و هم رونق مي يابد تا كشور را از بند رهايي تا جايي كه مقدور است برهاند. اگر كشاورزي حرمت داشته باشد و كشاورز هم، از دل خاك گندمي بيرون مي كشد تا براي نان سفره مان چشم به دست ديگران نداشته باشيم و ... راستي اوضاع چقدر اين گونه است؟ اشارت ديگر؛ در آموزه هاي ديني داريم كه قبل از خشك شدن عرق كارگر، بايد مزدش را داد ومعمولا هم بيش تر از قرارداد، خب آيا اين رويه نيكو چندان كه بايد به عمل ما تبديل شده است؟ بازهم فقط علامت سوال مي گذارم، پاسخ را ديگران بايد بدهند و باز ديگراني بايد بيايند و نمره بدهند. من به همين بسنده مي كنم كه چند سال پيش مطلبي مي خواندم از رئيس جمهور كشوري، كه در توصيه به سياستمردي از كشوري ديگر گفته بود من اگر به اندازه همه دنيا كار داشته باشم براي دو قشر دانشجو و كارگر هميشه وقت مي گذارم، سخنانشان را مي شنوم و تا بتوانم كارشان را راه مي اندازم...چه او خوب مي دانست همان طور كه قوام يك كشور بسته به حضور فعال كارگر و دانشجو و ساير اقشار است.از اين هم كه بگذريم در نگاهي حق مدار بايد حقوق كارگران را چنان ادا كنيم كه شوق كار بيشتر پديد آيد و با او چنان به احترام رفتار كنيم كه حرمت افزا باشد.اگر مي خواهيم كار و توليد و ايضا استقلال ما «امنيت» داشته باشد، بايد امنيت كار و كارگر را فراهم كنيم چه وقتي كار و كارگر امنيت نداشته باشد، امنيت توليد هم ميسر نخواهد شد. پس يك «بايد» موكد را درنظر داشته باشيم كه «بايد» با تدبير و با ارتقاي بهداشت و امنيت رواني كارگر، بهداشت و امنيت حرفه اي كار، توسعه بيمه هاي اثرگذار، حرمت به كار جمعي و ... بسترساز آرامش و امنيت براي قشر مولد جامعه باشيم تا به استقلالي فراگير و عميق دست يابيم. يادمان باشد، كوچك ديدن كارگر، حقير ديدن كار و توليد است و با اين نگاه، چشم و دست ما به سوي بيگانه دراز خواهد شد. اين نه، شايسته ايران است و نه لايق ايراني. ايراني شايسته بهتر كاركردن و استفاده از بهترين هاست. ايراني بايد صداقت حرفه اي را در كنار صداقت اخلاقي به كارگيرد تا بهترين توليدات را داشته باشد. تا پديده هاي زشتي چون فرار كاري، كم كاري و... نيز از ميان برخيزد و صداقت كاري و دانش كاري، جاي آن بنشيند.
صفحه 02 اخبار ، شماره سريال 17250 ، تاريخ انتشار 880209
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 11:12  توسط غلامرضا بنی اسدی
|