روزهای منتهی به شب یلدا، یک تصویر در رسانه‌های مختلف، کار شد که تکلیف را مشخص کرد. عکس روایت صادقانه دیدار کودک خردسال بود با مادر پرستار از فاصله‌ای حدود دومتری که نرده‌ای هم میانشان قرار داشت. این عکس، بازخوانش گسترده‌ای در فضای مجازی داشت و بازخورد قابل احترامی هم درمیان مردم. فکر می‌کنم بسیاری از افراد با دیدن آن تصویر، تصمیمشان را گرفتند تا در یلدای99، نمره20 مروت و رواداری بگیرند. جوانمردی با جامعه و رواداری با کادر درمان که جان خود را به میدان خطر آورده‌اند تا جان ما سالم بماند. حقیقتا بزرگند سلامت‌بانان و عزیزند خانواده‌هایی که لحظات را با سلام‌وصلوات می‌شمارند تا عزیزشان به خانه برگردد. به حرمت اینان هم که شده است، باید همدلی را بدون هم‌نشینی نوشت. باید به دیگران هم یادآوری کرد که برای باهم بودن، این یلدا را -استثنائا- باید دور از هم باشیم. واقعا باهم بودن، ما را برای همیشه دور از هم می‌تواند بکند. می‌تواند یک دنیا فاصله بیندازد بین ما. یک دنیا نه از این‌ سر تا آن سرش که از یک دنیا به دنیای دیگر. فکر می‌کنم اگر با دیگران هم میلی نداشته باشیم، باز حاضر نخواهیم بود کاسه خود را به دیوار تغافل بکوبیم و بشکنیم، پس اگر فقط به خود هم فکر می‌کنیم، باز باید در خانه بمانیم. لجبازی وقتی هزینه‌اش سلامت آدم باشد، عین جهالت است و مباد که در جهان دانشوران به جهالت بیفتیم!

شهرآرا / شماره 3279 / يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2400/35738

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۹ساعت 14:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  |