کار، حرمت دارد. آنچه موجب خجالت می‌شود، سبک زندگی‌های انگلی و رانتی است که با ویژه‌خواری ارتزاق می‌کنند. در حرمت کار میان مشاغل، فرقی نیست. تفاوت در اخلاص و اخلاق افراد است که ارزش می‌دهد به آن‌ها. من به‌عنوان یک رسانه‌نگار، شرمنده نجیب مردمان خدمتگزار و بااخلاص تاکسی‌رانی شدم وقتی شنیدم یک نفر در رسانه، با «الینا سعیدیان» که دختر یک تاکسی‌ران است، با آن ادبیات سخن گفته است، آن‌هم در رسانه‌ای که به‌قاعده به همه ملت تعلق دارد و از بیت‌المال عمومی ارتزاق می‌کند و خود را «ملی» می‌داند. گفته شده است که آن مجری عذر خواسته است. این اما کوچک‌ترین کاری است که می‌باید انجام می‌داد. بدتر از آن گفته، این نگاهی است که در باور او شکل گرفته است که مشاغل را به تقسیم‌بندی بنشیند و برخی را خجالت‌آور بپندارد. به‌طور قطع در صداوسیما هم با او برخورد خواهند کرد. در این مرحله باید نگاهش را به‌جد نقد کنند و به او بفهمانند در نظم زندگی که «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند»، هر عضو، کاری را انجام می‌دهد که از دیگری ساخته نیست. همه باهم می‌شوند یک آدم. همه آدم‌ها می‌شوند یک جامعه. در جامعه هم «سعیدیان»ها، سعادت‌آفرین‌ترند تا افرادی که به نگاه آن مجری گرفتار و بیمار می‌شوند. به‌هم احترام بگذاریم اگر احترام را حق خود می‌دانیم.

شهرآرا / شماره 3278 / شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2395/35665

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۹ساعت 11:26  توسط غلامرضا بنی اسدی  |