انصاری شو! فروشت رو سیامک کن! من «...» هستم. از طرف سیامک دعوتت می‌کنم به سیامک دات انصاری... فکر می‌کنم درستش الان این باشد؛ چون «...» معروف‌تر از سیامک انصاری شده است. هر شبکه‌ای را که نگاه می‌کنیم، این تبلیغ است و به هر شبکه‌ای که به‌خاطر ندیدن این تبلیغ می‌گریزیم، بازهم همین تبلیغ است با سیامک انصاری که سوهانی در دست دارد برای تراش دادن اعصاب مردم. اول ضدتبلیغ می‌نمود این بمباران انصاری سیامک اما الان به این نتیجه می‌رسیم که توانسته است محصولی را که می‌خواهد، جابیندازد. حالا اینکه ادامه راه چه شود، خدا می‌داند، اما الان هر شبکه‌ای را که بچرخانی، حرف از «...»است و شیوه آنلاین‌فروشی که تبلیغ می‌کند. فقط نگفتن درددلمان را هم می‌توانیم از این طریق بفروشیم؟ ما که چیزی جز این نداریم. البته شاید کرونا هم گرفتیم. آیا این را هم می‌شود از این طریق فروخت؟ اگر می‌خرند، یک سبد پرحسرت هم داریم و یک بغل «آه» هم موجود است. می‌شود آنلاین بفروشیم و آفلاین بتوانیم دلی سبک کنیم؟ کاش روزگار رونق بازار بود تا این تبلیغ هم به دل می‌نشست، نه روزگاری که کسادی در نفس مردم هم نشسته است. نمی‌دانم باز این قلم می‌خواهد به کجا ببرد مرا که وسط ماجرایی که می‌خواست به‌سمت طنز میل کند، کشیده شدیم به تلخ‌گویی. تقصیر من نیست؛ مقصر قلم است که بعد دفاع مقدس، وقتی جای تفنگ را در دستم گرفت، قسم خورد حرمت‌دار راه شهیدان باشد و مدافع مظلومان و صدای بلند بی‌صداترین محرومان. بگذریم. باز این قلم نمی‌دانم چه می‌خواهد از دلم....

شهرآرا / شماره 3274 / دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2369/35281

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۹ساعت 12:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  |