با همه خوبیم اما یادمان رفته است از «مهم‌ترین» فرد زندگی‌مان. به همه سرمی‌زنیم، احوال می‌پرسیم، دستی می‌فشاریم، به‌لبخند، انرژی مثبت، تولید و اهدا می‌کنیم اما حواسمان نیست به «مهم‌ترین» فرد زندگی‌مان. برای همه وقت می‌گذاریم. اصلا خود را وقف عام می‌کنیم اما از آن «مهم‌ترین» یادمان می‌رود. نمی‌گویم به دیگران پرداختن، کار خوبی نیست که بسیار هم خوب است و خوبی‌آفرین. به دیگران سرزدن و دست گرفتن و انرژی دادن، خیلی هم زیباست و زیبایی‌آفرین. حرفم این است که درکنار توسعه و توزیع مهربانی در جامعه، «مهم‌ترین» فرد زندگی‌مان را نباید فراموش کنیم. با همین گزاره تاکیدی است که این متن برایم بسیار دلنشین آمد، تاجایی‌که احساس کردم جایش در دل شما هم خالی است. حیفم آمد شما این متن را نبینید، لذا دوباره با هم می‌خوانیم: «حال چشم‌هایت را بپرس و دستی به سروروی احساست بکش. رو‌به‌روی آیینه بایست و تمام تنهایی‌ات را محکم در آغوش بگیر و با صدای بلند به خودت بگو که «تو» تنها دارایی من هستی. بگو که با همه کاستی‌های جسمی و روحی، تو را بی‌بهانه و عاشقانه دوست دارم. برای خودت وقت بگذار. با مهربانی دستت را بگیر و به هوای آزاد ببر. نگذار احساس تنهایی کنی. نگذار ابرهای سیاه، چشم‌هایت را از پا دربیاورد. مطمئن باش درمیان بیش از 7میلیارد آدم روی کره زمین، هرگز کسی دلسوزتر از تو نسبت‌به تو پیدا نخواهد شد...» پس به خودت توجه کن، خیلی بیشتر از روزهای گذشته. با خودت رفاقت کن برای رفتن به افق‌های تازه موفقیت. خودت را جدی بگیر تا بن‌بست‌ها بشکند.

شهرآرا / شماره 3266 / شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2317/34566

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۹ساعت 14:2  توسط غلامرضا بنی اسدی  |