"نمی دانم" در جای خود به اندازه "دانستن" ارزش دارد. وقتی نمی دانیم، زبان به توجیه گشودن و اما و اگر های نا به جا د ر کارکردن نه که ارزشی برای مان نمی افزاید که از ارزش احتمالا داشته ما می کاهد. "نمی دانم" نشان نفهمیدن نیست. اوج فهمیدگی است و تنها کسانی می توانند از "نمی دانم" استفاده کنند که "می دانند". یعنی جغرافیایی برای دانسته های خود دارند و برخی چیز ها را نمی دانند اما بسیاری را حق گفتن این کلمه کلیدی نیست که آنان را سکوت کردن شایسته تر است. این قاعده زیستن بر مدار خردورزی است اما دریغا که بیشترمان، ندانسته، "می دانیم"! نخوانده و خوب نشنیده، نظر می دهیم و به عواقب آن هم نمی اندیشیم. روزگار بسیاری از ما همان است که حسن نراقی در "جامعه شناسی خودمانی" تحریر می کند؛ "كمتر كسي را مي بينيم هنگامي كه در مقابل سؤالي قرار مي گيرد و پاسخ آن رانمي داند از كلمه نمي دانم استفاده کند. معمولا در همه علوم متخصص هستيم .امور اقتصادي ،سياست بين المللي،امور قضائي و چه آسان در مقابل مطالبي كه حتي در مورد آن هيچ اطلاعي نداريم نظر كارشناسانه مي دهيم .ضرب المثلی داریم که می گوییم پرسیدن عار نیست اما بیشتر دوست داریم از ما بپرسند! اگر صادقانه باخودمان بنشینیم و کارنامه چندین ساله زندگی خود را بررسی کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که اکثر ناملایمات که به سرمان آمده و مشکلات اعم از اجتماعی و یا اقتصادی و روحی ناشی از اشتباهات خودمان که ناشی از کج اندیشی و کم عقلی خودمان بوده و نه از اطرافیان یا اوضاع مملکت و آنچه خارج از اختیار ما بوده می باشد." با خومان که صادق باشیم- هرکداممان- خوب درک خواهیم کرد حقیقت عریان در این کلمات را. خواهیم دریافت که بسیاری از اوقات، ما قربانی خود می شویم و دستی که کارد بر گلوی مان می گذارد و پایی که حلقوم مان را می فشارد از جای دیگری نمی آید بلکه" از ماست که برماست". بدبختانه تر این که فقط خود زیر تیغ خویش قرار نمی گیریم بلکه با چاقو شدن در زندگی مردم و بن بست شدن در فردای دیگران، ذمه مان هم زیر بار بدهی سنگینی می رود که برای بری شدنش اگر همه توان و داشته های مان را هم بگذاریم کافی نیست. توجه کنیم و خود را به "مهارت دانستن" و مهاررت افزون تر "نمی دانم" گفتن، توانمند کنیم تا هم خود پای از گلوی خویش برداریم و هم چاقوی مان روی گلوی دیگران نباشد. شاید خالی از لطف نباشد اضافه کردن این نکته که در این روزگار مرگبار کرونایی، برای سلامت خود و دیگران از نظریه دادن در امور پزشکی، پروا کنیم و با رعایت شیوه نامه های بهداشتی و پزشکی که متخصصان، طراحی و بیان می کنند، و توصیه آن به دیگران، دانستگی خود را به کمال برسانیم که در روزگاری چنین سلامت کش، خیلی بیشتر از دارندگی، این "دانندگی" است که برازندگی می آورد....
ب / شماره 4332 / شنبه 24 آبان ۱۳۹۹ / صفحه 3 /
http://archive.birjandemrooz.com/PDF/990824.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹ساعت 12:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|