عشق، کلمه مقدس است. مقدس و تقدس آفرین ساحت عشق را چنان بلند است که شرابه ای اگر از آن در جان انسان بیفتد- حتی در قیاس عشق های زمینی- از قیس عامری، مجنون سودا زده می سازد و فرهاد را به کوهکنی وامی دارد. عشق بزرگ است و بزرگی آفرین و عاشقان به قامت عشق شان بزرگند. بزرگان هم معشوق های بزرگ دارند و در هندسه طراحی شده آنان حرکت و رشد می کنند. من عاشق آن عشقی هستم که حضرت استاد صفائی حائری نشانه هایش را با بینات بیان می کرد. عشقی که نشانه های خود را در رفتار و سلوک این مجتهد عاشق، سرمشق مردمان می کرد. او را معلم عشق می دانم. استاد تمام معرفت و دریغا که زمین خیلی زود او را از دست داد اما کاشته های او در جان مردمان روز به روز شکوفاتر می شود. کلماتی که او  چون بذر های روشن می افشاند امروزه دارد به بار می نشیند و من مطمئنم در دایره مخاطبان او عشق رو به افزایش خواهد نهاد و زیستن با نگاه او، بهشت را تحریری زمینی خواهد کرد.

اینکه در آستانه بیست و یکمین سالگرد در گذشت او، نه، به عبارت دقیق تر، بیست و دومین آغاز دوباره او می خواهم دعوت تان کنم به خوانشی  از نگاه او در باره عشق. چه عاشقان را اگر چه گذاشتن و گذشتن آیین است اما برخلاف دیگران که پایان را باور دارند اینان مدام در آغاز های متبرک دوباره اند. پس در آغازی دیگر در کلاس او در باره رابطع عشق به خداوندگار چنین می خوانیم؛ « کسى که عاشق حق شد، عاشق خلق مى‌شود، که: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. و این عشق مى‌شود زیربناى مبارزه و امر به معروف و نهى از منکر» بله، زیربنای امر به معروف و نهی از منکر، نه تنفر و نه تکلف که عشق است. حضرت عشق تکلیف می کند همدیگر را به زیبایی ها بخوانیم و از زشتی ها پرهیز دهیم. ما را به طهارت در همه ساحت ها می خواند.

پس به امر به معروف و نهی از منکر نباید نگاه حداقلی داشت و در اندازه مباحثی چون حجاب و…خلاصه اش کرد بلکه تمام ساحتی باید دید این تکلیف را که زیبایی تام و تمام زندگی، رهین این به خواستن و به گفتن است.« کسى که عاشق شد، خواستار بهروزى و بهزیستى و رشد و حرکت و کمال معشوق است و در این دید حتى یک پر سبزى و یک لقمه نان و یک ورق کاغذ هم هدر نمى‌شود و ضایع نمى‌گردد، که باید هر چیز به رشد خود و کمال خود برسد و این خوددارى از اسراف بر اساس این اعتقاد استوار مى‌شود نه فقط بر اساس یک بخل و یا یک دید اقتصادى و کسى که یک پر سبزى را هدر نمى‌کند و اسراف نمى‌کند، چگونه مى‌تواند شاهد از دست رفتن استعدادهاى خلق باشد. » پس برای شکوفا شدن همه استعداد های خلق تلاش می کند. کسی که چنین نگاهی پیدا می کند قطعا تکلیف خود را با خویشتن روشن می کند و کسی چنین، ” چگونه مى‌تواند خودش باتلاق خلق بشود و آنها را مطیع و مرید و برده خود بسازد و چگونه مى‌تواند که شاهد اسارت و بردگى و در باتلاق رفتن خلق باشد و آرام بگیرد.« نه نمی شود. عشق چنین اجازه ای نمی دهد که فرمان مدام او خیر است و خوبی روشنی است و فلاح»  کسى که عشق به حق دارد عاشق خلق مى‌شود و آنها را از بت‌ها و طاغوت‌ها و شیطان‌ها نجات مى‌دهد، هر چند به درگیرى و مبارزه با آنها بینجامد، که براى مبارزه آماده است؛ چه در شکل روشنگرى‌اش و چه در شکل فریادگرى‌اش و چه در شکل پنهان کارى‌اش و چه در شکل آشکار و مشخص‌اش.« لذاست که شهیدان را عاشق ترین ها نام می نهیم که برای توسعه خیر، به جان برخاستند و خواسته عشق امضای خون نهادند. باری حقیقت عشق حرکت است در مسیر بینات و مومن عاشق نمی تواند برجا بنشیند وقتی تکلیف حرکت است و چنان که آیت الله صفائی حائری می فرماید: “مؤمن نمى‌تواند بى‌تفاوت و یا سازش‌گر بماند. سازش‌گرى و بى‌تفاوتى با ایمان و بالاتر، با توحید نمى‌سازد.» موحدان عاشقان راست قامت اند که هرگز سر خم نمی کنند جز بر درگاه معشوق. باری، آیت الله، ما را با عشقی حرکت آفرین و سازنده رو به رو می کنند که افق های روشن را برای همه بشریت ترسیم می کند.

نخست / شماره 830 / پنجشنبه 19 تیر 1399 / صفحه 3 / جامعه

https://nakhostnews.com/?p=9051

https://nakhostnews.com/wp-content/uploads/2020/07/sabok-n-830.pdf

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر ۱۳۹۹ساعت 11:20  توسط غلامرضا بنی اسدی  |