|
کودکان کار، این یک پدیده جهانی است در تعریف آن هم نوشته شده است؛" به کودکان کارگری گفته میشود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته میشوند، به طوری که این امر آنها را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربهٔ دوران کودکی بیبهره و سلامت روحی و جسمی آنها را تهدید میکند." قانون کار خودمان نیز موادی به موضوع کودکان کار اختصاص داده است و این یعنی قانون گذار هم به موضوع توجه دارد و همه تلاش بر این است که نونهالان، به قاعده نهال و در گذر زمان به درختانی پر ثمر تبدیل شوند نه این که در همین دوران نهالی، زیر بار مشکلات در هم بشکنند. اما... اما آنچه گاه در جامعه می بینیم گاه چیز دیگری است. هستند کودکانی که به جبر روزگار، یک باره "مرد" شده اند برای تمشیت یک زندگی. بزرگ شده اند تا حوادث زندگی نتواند خردشان کند. من اینان را صاحب حرمت مضاعف می دانم که اگر چه قانون باید راه را برای زندگی بهترشان مهیا کند، ما شهروندان نیز وظیفه داریم به قاعده ایمانی و در صراط مواسات از آنان دست بگیریم. البته باید توجه داشته باشیم که میان کودک کار با آنچه گاه در خیابان می بینیم که برخی کودکان، آویزان مردم می شوند برای گرفتن وجه و یا فروختن چیزی، از زمین تا آسمان فاصله است. کودک کار، یک مردِ کوچک است حال آنکه کودک خیابانی و حتی مرد خیابانی، از مردی و مردانگی هر روز دورتر و کوچکتر می شود چنان که دیگر لباسی از کرامت را نمی توان بر قامتشان دید. مردم هم در مواجهه با این افراد توجه دارند که اگر باید نسبت به کودک کار، نقش حامی داشته باشند تا زندگی اش را، زندگی خانواده اش را، به سلامت سپری کند. نسبت به کودکان خیابانی و زنان و مردانی که گاه کودک به دوش و بغل در پی تحریک احساسات هستند، باید مراقبت کنند که حس انسانی و امدادشان به توسعه تنبلی و زندگی انگلی نیانجامد. از منظر آموزه های دینی نیز به همان اندازه که بر تعاون و همدلی و همکاری و همراهی با کارگران کوچک تاکید شده است از اقداماتی که به توسعه تکدی گری بیانجامد پرهیز داده اند. من ترجیح می دهم به جای دوکلمه "کودکان کار" از ترکیب متعالی "کودکمرد" استفاده کنم. کسانی که باید ستون شوند برای خیمه زندگی و حراست کنند از خیام واجب الحرمه خانواده خود. قانون هم باید اینان را به دیده تکریم بنگرد و مردمان نیز در مواجهه با اینان و تعامل های کاری، فراتر از مدارا، جانب مروت را بگیرند تا هم از شان زیستن و به زیستن شان حراست شود و هم با تکریمی که از جامعه می بینند راه بزرگی را در پیش گیرند. تجربه همکلامی با بزرگسالان که خود در خردسالی بار کلان زندگی را به دوش کشیده اند نیز تایید می کند وقتی جامعه با کرامت و مواسات با آنان مواجه شده است، آنان هم خود به بزرگمردانی تعاونگر و خیر اندیش تبدیل شده اند. ان شاالله با انتخاب دقیق و مومنانه شیوه مواجهه با کودکان کار، فردا را بهتر بسازیم چون در شمار سازندگان فردا همین کودکمرد ها نیز وجود دارند. ب / شماره 4229 / سه شنبه 17 تیر 1399 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/990417.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 13:28  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|