روابط کار و تنظیم قواعد باید به گونه ای باشد که شهروندان در جایگاه های مختلف بتوانند «همه» ظرفیت و توان خود را در راه تحقق ماموریت خویش به کار گیرند. این مستلزم داشتن یک نظام جامع و تمام ساحتیِ تامین اجتماعی– بسیار فراتر از کارکرد سازمانی به این نام است.

یعنی افراد با انجامِ درست کار خویش، ما به ازای حقوقی درستی هم داشته باشند نه این که در کارِ اول، به جای ممحض شدن در ماموریت ها، ذهن شان در جایگاه کار دوم فعال باشد و جسم شان مانده باشد. این را به عنوان یک قاعده کلی برای همه جایگاه ها، مشاغل و اصناف باید مورد توجه قرار داد اما در میان همه صاحبان مشاغل، دو گروه را، ویژه باید در نظر داشت و ممتاز قدر دانست.

یکی کارگران اند و دیگر معلمان. همان دو قشر نجیبی که در تقویم هم همسایه دیوار به دیوار اند. ۱۱ اردیبهشت روز کار گر است و ۱۲ اردیبهشت روز معلم. دو قشری که امروز و فردای جامعه را می سازند. دو نیروی پیش برنده جامعه که تاثیر گذاری شان همه شمول است و هیچ فردی را نمی توان یافت که از سفره کارگر و معلم، نان و معرفت نخورده باشد. حتی بی سواد و امی محض هم غیر مستقیم شاگرد درس های معلم است.

اگر از رفتار دیگران، درس می گیرد، آنان زیست و معرفت و حسن رفتار خود را رهین تعلیم معلمند. هیچ کس را هم نمی توان یافت که از رنج دست کار گر بهره ای نبرده باشد مگر کسی که تنهای تنها در بیابان زیر آسمان و بر بستر زمین بخوابد که او هم البته باز برای خورد و خوراک و پوشاک سفره نشین تلاش کارگران خواهد بود.

پس کسی را نمی توان یافت که بی نیاز از این دو قشر باشد. اصلا کشور ها رشد و توسعه و پیش از آن ماندگاری خود را رهین همت و تلاش اینان اند و چون چنین است باید به اندازه نقش خود دیده شوند و به قدر اثرگذاری خود قدر بینند و بر صدر نشینند اما دریغا که چنین نیست. کارگر شرایط زندگی دارد که همیشه هشتش در گروی نه می ماند و راهی برای خلاصی نمی یابد و چون بازنشست می شود علاوه بر هشت، هفت و شش و پنج اش هم به گروی نه می روند و هرسال سفره اش کوچکتر می شود. معلم هم به لحاظ اقتصادی شانی که باید را ندارد.

این درست که مطابق شان او نمی توان خدمتش کرد اما به اندازه توان که این وظیفه را باید انجام داد اما آیا چنین است؟ جواب را همه مان می دانیم. بگذریم، نمی خواهم در این روزها که تقویم به تکریم مقام کارگر و معلم مان می خواند، کلمات طعم تلخ بگیرند فقط به یاد مسوولان می آورم که شهد کامی امروز و فردای جامعه نیازمند شیرین بودن کام کارگر و معلم است. برای این به قدر وسع باید کوشید با تاسی از ” فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ” به وُسعِ کشور، به اندازه ای که می شود باید به معلم و کارگر توجه کرد. این عین عدالت است.

نخست / شماره 821 / پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 / صفحه 5/ گزارش

https://nakhostnews.com/?p=3432

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 12:19  توسط غلامرضا بنی اسدی  |