دست هایِ گشاده، دل هایِ گشاده، روی هایِ گشاده، این یعنی یک ایرانی. کسی که اگر درد، دست هایش را مُشت هم کرده باشد، به گاهِ یاری دیگران، گشاده دست خواهد شد. اگر رگ ها و عروق، قلبش را در هم نیز پیچیده باشد باز به گشاده دلی جواب خواهد داد مردمان را. اگر مشقت، گره پشت گره انداخته باشد در ابروهایش، او همه گره ها را به مهر و معرفت خواهد گشود وقتی نگاهی را به سوی خویش ببیند به خطِ نیاز. ما این گونه ایم و بوده ایم به این نمط از دیر باز. صفتِ خون گرمی و مهربانی و مردم یاری را همین طور در ادامه نامِ مان ننوشته اند که پدران و مادران ما به روزگاران با رفتار این صفت را نقاشی کرده اند. توصیفِ امروز، خوانش صفحاتِ دیروز است چنان که فردا را هم از امروز خواهند خواند و آن روز است که فرزندان مان سرفراز خواهند کرد به نامی ما که گشاده دست و گشاده دل و گشاده روی بودیم و وقتی بیماری کرونا، پنجه بر گلوی زندگی داشت و پا بر حلقوم معیشت مردم. ما تمام قد ایستادیم و به وسع خویش، راه را برای زندگی و عزت زندگان باز کردیم. بی تجربه هم نبودیم در این کار که سفره های افطاری رمضان و موکب های محرم و صفر، تجربه موفق ماست در سال های پیش که هرکداممان کوشیدیم، در این سفره ها سهمی داشته باشیم. فکر می کنم باید آن سفره ها را باید مطابق شرایط، باز تولید کنیم و به قرار پرتوکل های بهداشتی، با تهییه بسته های معیشتی و اقلام بهداشتی و پیشگیری از بیماری، جلوه ای نو از ظرفیت مومنانه جامعه را به تماشا بگذاریم و صفحات فردا را امروز این گونه بنویسیم که در فصل سردِ کرونا. در زمانی که دنیای باطل هم می خواست به تحریم های ظالمانه زمین گیرمان کند، ما مردم این "نجیب دیارِ مردانگی" مروت را تمام کردیم و یک روز هم نیازمندان را تنها نگذاشتیم. این درست که نمی شود سفره انداخت و به میهمانی خواند اقشار کم برخوردار را اما می شود با بسته های معیشتی به سلام شان رفت که سلامت شان امروز اگر نه به خاطر کرونا به دلیل فقر تغذیه دارد با چالش و کاهش مواجه می شود. بیاییم و موکب ها را این بار جوری مهندسی کنیم که نیاز امروز را برطرف کند. سفره ها را پهن نکنیم بلکه بپیچیم و با اقلام بایسته به در خانه ها ببریم. با رفتاری از این دست است که اهالی فردا تا به تاریخ امروز برسند و برگ های این روزگار را بخوانند، مردم این عصر و نسل را خواهند ستود که جای ستایش هم دارد. دیگران در گشورهای دور از هم یقه می درانند. دولت ها محموله های یکدیگر را به یغما می برند، مدعیان جهان اول در فرایند درمان، درمی مانند اما اینجا در ایران، در شهر به شهرش نظام در فرایند سلامت می درخشد و مردم کارستان می آفرینند با داد و دهش خویش و فریدونی می کنند چنان که باید. این جاست که می توان ضمن دعوت همگان به یاری نیازمندان به حق گفت؛ جانم ایران، جانم ایرانی!

ب / شماره 4176 /  چهار شنبه 10 اردیبهشت 1399 / صفحه 2

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 11:51  توسط غلامرضا بنی اسدی  |