|
ديگر جايي براي رشد حسد و توسعه فزون خواهي نمي ماند كه مدام حسرت زندگي اين و آن را به زندگي خود بياورد تا لحظه هايي را كه مي شود به شيريني گذراند، تلخ تر از زهر كند. دقت كرده ايد، مرد خسته از كار به خانه مي آيد كه بايد كانون آرامش باشد اما لباس هايش را به در نياورده،خانم حسرت هاي يك روز و توقع هاي يك عمر و حرف هاي ناشي از مقايسه زندگي خود با ديگران را تحويل مرد مي دهد تا نه تنها خستگي از تن او به در نيايد بلكه خستگي با تحقير افزون تر هم در جانش بنشيند،آن وقت او به كوه آتش فشاني تبديل مي شود كه همه ايستگاه هاي آتش نشاني هم نمي توانند خاموشش كنند. صدايش بلند مي شود به فرياد كه ندارم خانم! و خيلي حرف هاي ديگر، كه به قلم آوردنش،از شان قلم مي كاهد و از جايگاه كاغذ و نوشته هم.بگذريم،اگر آن كسي كه توقعش از تلاشش فزون است از بازدارنده هاي اخلاقي و ايماني هم كم بهره باشد، دستش به زشتي ها ي كرداري آلوده مي شود،سرقت، قاچاق،رشوه،ربا،ريا و چاپلوسي،تملق،نامردي و ... جاي ارزش ها را در كردار وحتي گفتار و پندارش مي گيرد به گونه اي كه ديگر در پندارش هم دچار عذاب وجدان نمي شود و زشتي كارش او را هوشيار نمي كند. او فقط به آن چه شيطان برايش زيبا مي نمايد، توجه دارد و مي كوشد به چيزهايي كه از راه صحيح نرسيد، از راه باطل برسد و روشن است از راه باطل كسي به حق نمي رسد و آن چه او به خانه مي آورد، آتش خواهد بود كه قبل از همه زندگي خودش را بدتر از جهنم خواهد كرد. تازه اگر آسايشي هم برايش به ارمغان آورد آرامش را براي هميشه از او خواهد گرفت، چه آن كه خانه بر آتش بنا مي كند جز سوختن سرانجامي نخواهد داشت، هرچند بتواند چند روزي آن را به تاخير اندازد. پس يا به اندازه تلاش بايد توقع داشت يا به اندازه توقع تلاش كرد والا زندگي سرشار از حرص و آز و حسد و طمع خواهد شد آن گونه كه فرد براي لحظه اي هم از لذت زندگي بهره نبرد. به خصوص اگر از شركت كنندگان در مسابقه تجمل هم باشد آن وقت واويلاست، زرق و برق زندگي ديگران او را كور خواهد كرد يا او را از حسد خواهد كشت. آري اين بيماري فقط يك درمان دارد و آن پرهيز از غلتيدن در وادي تجمل و همسان كردن توقعات و تلاش هاست تا مديريت زندگي را راحت و راحتي زندگي را افزون كند. صفحه 08 خانواده و سلامت ، شماره سريال 17202 ، تاريخ انتشار 871124
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۷ساعت 11:51  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|