|
کم خطر نکرده ایم به روزگاران و کم هم خطر ندیده ایم در گذر ایام. بالا را هم دیده ایم و این پایی هم به زحمت افتاده ایم. زندگی ما شده است مثل همین ناهمواری ها و کوه و دره هایی که در طبیعت می بینیم. خوف و خطر را همزاد خود دیده ایم اما این یکی، خیلی نوبر است. کوئید 19 را می گویم که با عنوان کرونا از پر بسامد ترین کلماتی است که از زبان و نگاه و حتی پوشش مردم می توان خواند. خطر هست و فراوان هم هست اما نه تنها شکست ناپذیر نیست این غولِ قد کشیده که اتفاق می توان او را شکست راهش هم "اتفاق" است. باید همه مان با رعایت هشدار ها و زیستن به سبکی که پزشکان می گویند، به "اتفاقِ نظر و عمل" برسیم تا بتوانیم گریبانِ سلامت را از چنگ این دیو ودد دربیاوریم. البته تکلیف نخست با مسئولان است که از همه ظرفیت ها بهره گیرند تا با کمترین تلفات این روز ها را پشت سر بگذاریم اما نقش خود ما در انجام "خود مراقبتی" حیاتی تر از هر اقدامِ دیگر است. باید خود کنترل باشیم و رفتار خویش را به نسخه بهداشتی تنظیم کنیم و نظمی به زندگی بدهیم که نگذارد بی سر و سامان کند حیاتمان را این کرونای زندگی کُش. برای این هم باید دست از روی زنگِ خانه همدیگر برداریم و حتی درب ببندیم به روی یکدیگر. معنای این رفتار در شرایط امروز، نه تنها قهر و کین نیست که عین دوستی و اوج محبت است. من چون تو را دوست دارم، به سراغت نمی آیم. چون می خواهم سالم بمانی، درب را به رویت باز نمی کنم. بله ما همدیگر را دوست داریم. دل مان برای هم می تپد. کم نخندیده ایم در نگاه هم به هنگام دیدار و کم لحظات را نشمرده ایم در حسرت دیدار. مهربانیم دیگر.گِل ما به مهر سرشته اند اما واقیت را. واقعیت هولناکِ پیش رو را باید بپذیریم. سخت است، تلخ است اما "واقعیت" است که ما در روزهای آینده دوستان زیادی را ازدست خواهیم داد. بستگانی را پدران مادران خواهران و برادرانی را فرزندانی را دیگر نخواهیم دید. شاید هم آنان ما را نبینند. کسی چه می داند که اسم چه کسانی در سیاهه بلندِ کرونا ثبت خواهد شد؟ باور کنیم که مرگ هیچ گاه تا این اندازه به ما نزدیک نبوده است. هیچ وقت این قدر صدای گام هایش در سرمان نمی پیچید حتی زمان جنگ. حتی پشتِ خاکریز. ترکش خوردن، مسری نبود. حتی بمباران شیمیایی را هم با لباس و ماسک و آمپول و... می توانستیم پدافند کنیم اما امروز انگاردر میانه یک داستان عجیب و غریب ایستاده ایم و جبهه ای که تا همه جا دامن گسترده است و ویروسی مرگبار که خنجر به سلامتی ما می کشد. کرونا می تازد در دشتی که با غفلت و ناکارآمدی و ناهمراهی فرام شده است و ازجامعه ای که بزرگی خطر را باور نکرده - و یا نمی خواهد باور کند و به شوخی برگزار می کند- دارد تلفات می گیرد. هر انسانی که با این بیماری به زمین می افتد خود هشداری است برای همه گان که خطر را جدی باید گرفت.به صدای بلند باید مان گفت که فاجعه ای مهیب در کمین است . در همین روز ها و در تعطیلات پیش رو خیلی اتفاق ها خواهد افتاد. تا هفته ها و ماه های دیگر، بسیار کسانی که همین حالا در میان ما هستند دیگر در میان ما نخواهند بود. کسانی که شاید خود ما هم نا خواسته در ابتلای شان شریک باشیم. یعنی عملا ذمه ما گرفتار گناهی چنین و حق الناس سلامت و حتی جانِ عزیزان مان باشد. واقعیت تلخ است. خبر ها هر روز تلخ تر می شود. عددها دروغ نمی گویند هیچ قدرتی حریف نمودارهای پرشتاب، نمی شود حتی در اروپا و آمریکا. مسیری که – چنین پر غفلت- پیش می رویم جاده ای یکطرفه به قلب بزرگترین بحرانی است که تاکنون تجربه نکرده ایم و از این به بعد در کتاب ها خواهند نوشت تا تجربه نسل های آینده شود. باور بفرمایید اگر در خانه نمانیم، اگر قرنطینه را به عنوان تنها راه حل انتخاب نکنیم، اگر به خوش خیالی در مورد مرگ و میر دو درصدی ادامه دهیم. اگر به جاده بزنیم، اگر سفر کنیم . اگر به تن خیابان بزنیم، اگر در یک ماه آینده به خود سخت نگیریم، کوئید 19 یا همین کرونای لعنتی خبر های تلخی را در بوغ و کرنا خواهد کرد و ما بر مرگ های بسیاری سوگوار خواهیم شد بی آنکه کسی بتواند به تسلای مان بیاید. بی آنکه شانه ای بیابیم برای سر گذاشتن بر آن. بی آنکه..... تلخ تر از زهر می شود ماجرا. پس به توصیه پزشکان که حکم شرع و عقل نیز هست برای حفظ سلامتی خود بکوشیم با خود مراقبتی در خانه بمانیم که در شرایطی چنین به جاده زدن و حتی پرسه در خیابان و جمعیت نشینی می تواند مصداق نافرمانی در برابر " وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ" خداوندی باشد. پس باز هم هشدار و هشدار و هشدار...... جمهوری اسلامی / شماره 11674 / یکشنبه 25 اسفند 1398 / صفحه 3 / خبر http://jepress.ir/archive/pdf/1398/12/25/13981225.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۸ساعت 11:4  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|