|
انسان ها را به ویژه انسان های بزرگ را به یک باره و بر اساس یک رفتار نمی شود و نباید قضاوت کرد. این داوری هم خود ما را در شناخت به خطا می برد و هم کسانی را که قرار است از سخن و قلم و نگاه ما به شناختی دست یابند. این نگاهی است که بعد از یک ماجرا در ذهنم نقش می بندد. اجازه بفرمایید اول ماجرا را چنین باز بخوانم؛ “همین اسم فرودگاه را عوض کنن و بگذارند فرودگاه سردار سلیمانی، چیه این اسم؟” این جمله ای است که وقتی از تشییع جنازه سردار سلیمانی، از کرمان، برمی گردیم، از زبان یک جوان برمی خیزد و رفقایش هم با او همزبانی می کنند. اسم اما” فرودگاه آیت ا… هاشمی رفسنجانی کرمان” است. سکوت را توهینی توامان به روح مرحوم آیت ا… و به ویژه سردار شهید می دانم و نمی توانم سکوت کنم. می گویم شماها “هاشمی رفسنجانی” را می شناسید؟ می گویند بله و یکی از آن ها می گوید من استاد تاریخ هستم و به دانشجویانم درس می دهم! دومین پرسشم از این استاد تاریخ را چنین می پرسم که؛ می دانید فرمانده دفاع مقدس که بود؟ جوابش تأمل برانگیز است و اشتباه. می گویم: آقای استاد تاریخ! اول تاریخ بخوان، بعد درس بده! لااقل بروید و نظر سردار سلیمانی را- که برای تشییع اش از صدها کیلومتر دورتر تا کرمان آمده ایم- در باره شخصیت ها و به ویژه رابطه ایشان با مرحوم هاشمی و وقایعی که در موردش حرف دارید، بخوانید. این را هم اضافه می کنم که تاریخ و شخصیت ها و رویدادهای تاریخی را باید تمام ساحتی دید. با همه فرازها و فرودهایشان. با همه فرصت سازی ها و فرصت سوزی هایشان. تاریخ مثل سوپرمیوه سر محل تان نیست که پاکت برداری و میوه دلخواسته “جدا” کنی و در آن بگذاری و تمام. نه مغازه تاریخ، “در هم ” است. هاشمی را و دیگران را از آغاز تا پایان باید دید… دیگری از آن ها در سخنم می نشیند که ما رفسنجانی را در فتنه شناختیم و داوری می کنیم. حرف هایی که از “مکتبِ انحرافی” برخاسته است. پاسخ اش را چنین می دهم که خدا، پرونده هایی که شمایان می نویسید نمی خواند و به قضاوتِ شما، داوری نمی کند. می گوید مثل شما هم داوری نمی کند! پاسخش را می دهم که من داوری نکردم بلکه توجه تان دادم که افراد را ، بزرگان را چنین تک بعدی نباید قضاوت کرد. او می گوید گناهِ افراد به میزان اثرگذاری شان است و این گزاره اش را چنین کامل می کنم که ثواب افراد هم به اندازه اثرگذاری شان است و ضرب المثل “هرکه بامش بیش، برف اش بیشتر” را از دو سوی ماجرا باید خواند. سومی و چهارمی هم به کمک این دو می آیند و در آخر می پذیرند که “ممکن” است که رئیس دولت دهم هم اشتباه داشته باشد! بحث ما با رسیدن به “فرودگاه آیت ا… هاشمی رفسنجانی کرمان” برای تشریفاتِ پرواز، ناتمام می ماند اما تأسف می خورم که افرادی با این سطح آگاهی از تاریخ چهل ساله انقلاب، می خواهند درس تاریخ بدهند به نسل های بعد. راستی وقتی همین دهه هایی که خودمان زیست کرده و شرایط را دیده ایم چنین “مقلوب” جلوه می دهند تا اندیشه خود را “غالب” کنند، چطور توقع دارند قرن های گذشته را مردم به قرائت آنان باور کنند؟ ب / شماره 4099 / شنبه 21 دی 1398 / صفحه2 http://birjandemrooz.com/?p=13585
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۸ساعت 12:46  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|