|
ديروز سالروز حمله به حرم امام هادي و امام عسكري(ع) در سامرا بود، فاجعه اي كه روي سياه تروريست ها را سياه تر از پيش و روشنايي خورشيد امامت را نوراني تر از هميشه به تماشا گذاشت... آن روز كه بمب جهالت و سياهي منفجر شد، گفتم، آن ها از ما مي ترسند، از نور مي ترسند، از روشنايي مي ترسند و گرنه آتش به خرمن خورشيد نمي زدند. آن روز گفتم خورشيد لشكر سياه رويان را خواهد شكست و شكست، امروز شاهد است. آن روز، از جان فرياد زديم، پسر حيدر را، مهدي را و به شكوه گفتيم بر ما چه مي رود بي شما، اشك باريديم اما يقين داشتيم از اين اشك ها، راه آن نگار، آب زده خواهد شد و از هم افزايي اشك ها، سيلي شكل خواهد گرفت كه بنيان تروريست هاي روسياه را برخواهد كند. آن روز، آنان، حرم مطهر عسكريين عليهم السلام را منفجر كردند، تا سرنهان، در سامرا، آشكار و شكوفا نشود، غافل از اين كه او خواهد آمد. ما، اما، حرم را ساختيم، مايي كه محرم شده ايم، اهل محرم هستيم و از قبيله عاشورا، مايي كه با خشت خشت حرم، خويشاونديم، مايي كه نفس در نفس فرشتگان داريم، مايي كه عاشقيم...! صفحه 10 صفحه ويژه ، شماره سريال 17184 ، تاريخ انتشار 871102
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۸۷ساعت 12:24  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|