یک تن که رود، هزارتن می آید. این حقیقت ماجراست در باره شهادت. هیچ شهیدی به پایان نمی رسد که شهادت آغاز بی پایانی اوست. کسانی که به فرهنگ ولایت باور دارند می دانند آدم ها وقتی در کنار عدد صحیح قرار می گیرند ضریب دهنده می شوند این را در فرهنگ دینی و شیعی بسیار پر رنگ می بینیم. نمونه کاملش را در صدر اسلام و تحول آدم های آن عصر باید دید چنان که استاد صفائی حائری در صفحه 22 کتاب غدیر به این حقیقت توجه می دهد که؛ ” …و این مقام ولایت است که از دل آن عرب های خون ریز تهیدست، از دل آن مردان محدود گرفتار، روح هایی را بیرون کشید که تمام هستی را در یک گام طی کردند و حتی به بهشت قناعت نورزیدند. این مقام ولایت است که از ابوذر که برای هیچ زنده بود و برای هیچ می مرد، ابوذری بیرون کشید که برای حق زنده بود و برای او می مرد و حتی تنها می مرد. این مقام ولایت است که از بلال، بلالی که تا دیروز افتخارش به اربابش بود، بلالی آفرید که رویاروی اربابش می ایستاد و او را پست و حقیر و محدود می دید و به راهنماییش همت بسته بود و برای مبارزه اش آماده گشته بود. این مقام ولایت است که از سلمان، این کویر تشنه و این مسافر پایدار، دریایی ساخت، دریایی از عظمت و آگاهی و عشق. این مقام ولایت است که استعدادهای بشر را بیرون ریخت و خُلق کریمه و استعدادهای خوب او را شکوفا کرد و از بشر، انسان بیرون کشید… .” و این فهرست را می توان همچنان ادامه داد و به مقداد و مالک و کمیل و میثم و زهیر و وهب و…. در کربلا رساند و باز ادامه داد در همه فراز و فرودهای تاریخ و به امروز رسید. به مردی از کویر کرمان که قله های جهان قد کشید و در شهادتش، ایران به احترامش برخاست و جهان تعظیم کرد به نام بلند او. قاسم سلیمانی را هم در همین هندسه باید تعریف کرد و در همین صراط مسقیم باید پی گرفت. او سرباز ولایتِ عظما بود. سرباز نشان دار امام زمان(عج) که تلاشش را می توان در راستای صلاح و اصلاح منطقه و تطهیر آن از وجود تکفیر و ترور، در راستای مقدمه سازی برای دولت “مصلحِ کُل” دانست. او ترجمه عملی آیات جهاد و توأمان نماد پر مهر و معرفت نهادینه شده دینی بود. مردم را به جان، عزیز می داشت و مردم هم چون جان عزیزش می داشتند و پرورش یافته مکتب اهل بیت را قدر نهادند. آنچه در اهواز، مشهد، قم، کرمان و… اتفاق افتاد، تکریم مردی بود که با ولایت معنا یافت. بزرگی یافت و نماد بزرگی ایران و فرهنگ ایرانی شد. آنان که می پنداشتند پایان سلیمانی را می توانند جشن بگیرند از فرهنگ ولایت و شهادت درک درستی نداشتند که اینان با شهادت پایان نمی پذیرند بلکه این فصل، آغاز شکوفایی شان است. آنچه دیدیم از رستاخیز حضور مردم، خوانشی انسانی و معرفتی از این آغاز مبارک است که اگر چه پرچمش را اسماعیل قاآنی بر دوش گرفته است اما قاسم در باور همه مردم تکثیر شده است برای رسیدن به آقایی جهان…..

ب / شماره 4097 / چهارشنبه 18 دی 1398 / صفحه3

http://birjandemrooz.com/?p=13462

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۸ساعت 11:24  توسط غلامرضا بنی اسدی  |