این نگاه ما به زندگی است که بدان معنا می بخشد. علت بی تابی ما و آرامش اهل معرفت در تفاوت همین نگاه است. ما چالش های زندگی را پرتگاه و نابودگر می بینیم و آنان چالش را راه بندانی که یار طراحی کرده است برای دیداری تازه می بینند. معلوم است که نتیجه این دو نگاه را در زندگی باید چنین دید. کیست که از پرتگاه خوشش بیاید و در آن زیبایی ببیند؟ و از آن سو کیست که به شوق دیدار یار دعا نکند که در هر قدمش راه بندانی ایجاد شود تا آن مبارک روزی، تکرار و جمال یار در دیده بنشیند و دل را چراغانی کند؟ همه از اولی گریزانیم و به دومی مشتاق اما آن گریز این اشتیاق را باید که در تغییر نگاه سر سفره خود ببینیم. نسخه اش را هم مرحوم حاج اسماعیل دولابی چنین می پیچد که؛ “هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته یار است .” و رابطه با این یار، بنده را به قمار بازی تبدیل می کند که حضرت مولوی در وصفش کلمات را چنین به شوق برمی انگیزاند که؛ خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش/ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر/ و چه شکوهی دارد این دیدار که اگر هزار بار هم انجام شود باز نامکرر است. هر دیدار شوقی می افزاید و شوری در می اندازد و چنین است که اهل معنا را به آرامشی افزون تر می رساند. حق هم همین است و باید نگاه مان را چنان اصلاح کنیم که در حوادث پیغام یار بینیم و در ابتلاها، پی جوی چهار تای “تنبه و تطهیر و تمحیص و تعالی” باشیم.
با این نگاه است که نگرش ما به حوادث هم چنان تغییر خواهد کرد که نه بعد که همزمان و همزاد عسر، به یسر، خواهیم رسید که فرموده خداوند در آیه 6سوره مبارکه الشرح نیز این گونه است؛ إِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرًا/ (آری) مسلّماً با (هر) سختی آسانی است، نه این که بعد از هر سختی، آسانی بیاید. در کوران حادثه های سخت است که انسان ساخته می شود و همه چیز را رام اراده خویش می کند حتی حوادث و اتفاق هایی که غیر مترقبه می خوانیم. قصه ما و حوادث و نسبت نگاه ما و اهل معرفت شاید شبیه قصه “لیلی” باشد و “هارون” که در لیلی، ویژگی ای نمی دید که جوانی چون قیس را “مجنون” و بیابانگرد عشق کند. همان ماجرایی که مولوی بزرگ به رندی، شهد کرده و در جان کلمات ریخته که؛ گفت لیلی را خلیفه کان توی / کز تو مجنون شد پریشان و غوی / از دگر خوبان تو افزون نیستی/ گفت خامش چون تو مجنون نیستی/ فکر می کنم باید در اصلاح نگاه، به سیره معرفت اندیشان عمل کنیم تا حوادث را راه بندان های خدا بدانیم که قرار ملاقات را نزدیک کرده است. از این منظر، جلوه های بهشت را در زندگی خواهیم دید…..

ب / شماره 4080 / پنج شنبه 28 آذر 1398 / صفحه3

http://birjandemrooz.com/?p=12865

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ساعت 11:7  توسط غلامرضا بنی اسدی  |