نام پزشک که به میان می آید، یاد ماجرایی می افتم که چندی پیش خواندم. البته اول بار چند سال پیش بود باز چندی پیش برای چندمین بار دیدم و باز خواندم و این بار برای شما بازمی خوانم تا بدانیم زیبا دیدن چقدر شکوه آفرین است. آن ماجرا چنین بود که؛ در مطب دکتر نشسته بودیم. تعداد بیماران زیاد بود. جوانی با نگاهش تعداد افراد در صف انتظار را شمرد و یک حساب سرانگشتی کرد که امروز، دکتر، در همین شیفت بعد از ظهر، به ازای ۴۰ بیمار –مثلا- یک میلیون و ۶۰۰ هزارتومان به جیب می زند. او به این هم بسنده نکرد و این رقم را در ۶ روز از هفته ضرب کرد و این را هم در عدد ۴ ضرب کرد تا رقم ماهیانه پزشک را به دست آورد و باز با خود حساب کرد که درآمد پزشک، در شیفت صبح با توجه به عمل هایی که می کند چقدر است و…پیرمردی که کنار او نشسته و شنوای حرف هایش بود. دستی به شانه جوان گذاشت و با لبخند گفت: بگذار من هم حساب کنم؛ امروز، در همین شیفت عصر، چهل نفر با درد کمتر به خانه می روند. در ۶ روز هفته، ۲۴۰ نفر به سلامتی می رسند و در ۴ هفته ماه هم ۹۶۰ نفر سلامت خود را باز می یابند تازه شیفت صبح و عمل هایش هم هست. راستی چرا چنین حساب نکنیم که به همت و دانش هر پزشک، چه تعداد بیمار، سلامت خود را باز می یابند؟ این نگاه برای جامعه بهتر نیست آیا؟ جوان به فکر فرو رفت. راستی چرا نباید از این زاویه دید؟ راستی چرا نباید چنین دید؟ تازه اگر پزشک همه حق ویزیت ها را تمام و کمال بگیرد می شود آن که به ذهن می آوریم حال آن که پزشکانی هم داریم که نه تنها حق ویزیت نمی گیرند از برخی افراد که هزینه خرید داروی افراد نیازمند را هم متقبل می شوند. هزینه عمل نمی گیرند که هزینه بیمارستان را هم پرداخت می کنند. این درست که افرادی از این دست شاید زیاد نباشند اما قطعا پزشکانی که بیمار را شکل اسکناس ببینند هم قطعا کم اند. این کم را نباید به حساب جامعه پزشکی نوشت اما آن گروه را باید بسان سرمشق جلوی دید همه آورد تا دیگر پزشکان هم نگاه طبیبانه به جامعه داشته باشند و برای نجات جان بیماران، از جان مایه بگذارند. شکرانه نعمت طبابت که خدا داده است همین است؛ تلاش برای توسعه سلامت مردم. این رسم الخط طبیبان است که نجات جان انسان را ماموریت خود می دانند. در همین دیار خودمان نیز پزشکانی از این دست داشتیم و حتما امروز هم داریم که نگاهی چنین دارند. اگر دقت کنیم در آوازه پزشکان و فراگیر شدن نامشان، نشانه های آشکار از این خُلق شان خواهیم یافت. دکتر ضیاء افتخاری را به این آوازه بلند نام یافته بودیم و مردمان قدیم روستاهای اطراف بیرجند، او را حرمت ویژه می نهادند و عزیز می داشتند چون سلامت خود را مرهون همت او می دانستند. حتی زمانی که تعداد پزشکان بیشتر و بیشتر هم شده بود. باز قدیمی های این دیار سلامت خود را در نسخه های او می جستند. امروز هم البته راه باز است تا پزشکان کنند با جوانمردی، مردم داری، علم اندیشی و اخلاق ورزی،در دل مردم مطب باز کنند.بله، راه باز است….

ب / شماره 3985 / پنجشنبه 31 مرداد 1398 / صفحه 3

https://birjandemrooz.com/?p=10174

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۸ساعت 12:45  توسط غلامرضا بنی اسدی  |