سهم من، مال من، سهم تو هم مال من! این را نمی گفت همبازی دوران کودکی من اما نتیجه چنین می شد معمولا. آن ماجرا البته بازی بود و آنکه می برد باز چیزی قابل نمی یافت. بچگی هم بود خب اما انگار امروز –نه به فصل کوچکی که به گاه بزرگی- چنین بازی می کنند برخی ها که قصه به این جا می رسد که رئیس کل اسبق بانک مرکزی و عضوفعلیِ کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، می گوید: “دو سال ارز ناشی از صادرات به کشور ما بازنگشته است. چرا امروز اعلام می‌کنند ۱۴۸ میلیارد دلار موجودی حساب آقازاده‌های ما در بانک‌های خارجی است. ذخایر کشور ما این قدر نیست، یعنی بیش از ذخایر ارزی کشور ما موجودی حساب آقازاده‌ها در خارج از کشور است.” چه خبر است راستی؟ این “آقا زاده ها” کیستند که جیب شان از همه کشور بزرگ تر است؟ اوقاتم تلخ می شود از خواندن آنچه محمود بهمنی می گوید. خود او البته رئیس کل بانک مرکزی در زمان محمود احمدی نژاد بود که در هایش همیشه به روی دولت باز بود و دست دولت در بانک مرکزی دراز. حالا او از آن جایگاه افتاده و ره به مجلس برده و امروز چنین می گوید که خواندیم. نمی خواهم به سهم او در پدید آمدن این شرایط بپردازم. ماجرا خیلی بزگ تر از امثال بهمنی است. حرف از تغییر راهبرد انقلاب است انگار. یادمان هست که اول انقلاب، برخی افراد حتی حقوق خود را نمی گرفتند وبا کسری ناچیز از آن زندگی را می گذراندند. به حداقل ها بسنده می کردند تا کشور به حد اکثر پیشرفت برسد. شهید علی پور با این که انبار کفش ها در اختیارش بود، با کتانی کهنه و پاره روز ها را می گذراند. آقا مهدی باکری به فرماندهان گردان هایش تکلیف می کرد نه تنها از غذای رزمندگان بخورند بلکه وقتی آنان از سر سفره کنار رفتند فرماندهان دست در سفره ببرند و آنچه باقی مانده بود را میل کنند اما امروز قصه شده است این که آقا زاده ها،چنان کنند! ادامه این خبر تلخ را هم بخوانید لطفا؛ “عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس تصریح کرد: این ۵ هزار آقازاده در خارج از کشور چه می‌کنند؟ گفته می‌شود ۳۰۰ نفر از آن‌ها درس می‌خوانند. بقیه آن‌ها چه می‌کنند؟ دولت باید به این موضوع رسیدگی کند. قانون، تکلیف را روشن کرده است. نظارت بر موسسات پولی و بانکی با بانک مرکزی است و مسئول نظارت بر دولت نیز سازمان بازرسی و دیوان محاسبات است، باید گزارش شفاف در این خصوص ارائه شود.” این یکی را راست می گوید، چه می کنند این ها در ینگه دنیا؟ درس که نمی خوانند. کاری هم –جز حیف و میل- انگار از آنان ساخته نیست که اگر بود و اگر توان تحریم شکنی و دور زدن آن را داشتند، قصه، این نبود که هست. پس چرا کاری نمی کنند آنان که باید. آیا مرگ بر آمریکا و تحمل تحریم قسمت ماست و مواهب بلاد کفر را برای آنان سند زده اند؟ یعنی حالا و در بزرگی هم باید سهم ما مال آنان باشد و سهم خودشان هم ؟

ب / شماره 3971 / یکشنبه 13 مرداد 1398 / صفحه 3

https://birjandemrooz.com/?p=8898

 

    + نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۸ساعت 13:24  توسط غلامرضا بنی اسدی  |