بیانیه گام دوم انقلاب، راهبرد رهبر انقلاب است برای راه پیش رو و سال هایی که هر کدام با وسعت ۳۶۵روز، در راهند. در این راهبرد باید قدم ها را سازمان داد با اراده ای که شایسته مردمان تحول خواه و تحول گراست. پیش از این هم باید طرح هایی سازگار با توان و ظرفیت ها در انداخت تا بتوان به پایه گذاری دقیق برای ایران سرفراز فردا رسید. من معتقدم باید از این بیانیه به عنوان یک “نقشه گنج” حراست کرد و اجازه نداد مثل شعارهای راهبردی سال، قربانی کار های تشریفاتی شود. باید دقیق و علمی و عملیاتی بدان نگریست. من نگاه یک دوست جوان را بسیار پسندیدم که به مأموریت ها و تکالیف نسل خود در نظامات این سند بزرگ توجه کرده است و دوستان خود را هم دست گرفته تا به جای امضای بیانیه و کار تکراری، به حوزه عملیاتی گام بگذارند که حق مطلب هم چنین ادا می شود. او چنین آغاز بحث کرده بود که؛ چندی قبل دوستانی اصرار داشتند که بیا و بیانیه ای را امضا کن برای لبیک به رهبری برای بیانیه گام دوم! گفتم بیانیه نیاز نیست و مساله خیلی فراتر از نوشتن است! باید کار کرد که واقعا به عمل کار برآید نه به بیانیه و سخنرانی صرف. او باورهایش را در چند فراز احصا کرده بود به این سخن که؛”
معتقدم حالا که رهبری تا این حد ویژه و جدی به جوانان روی کرده اند خوب است که جوانان نیز خود را از همت های دست پایین رها سازند و قول هایی را به ایشان بدهند.
مثلا قول بدهند که در ۱۰ سال آینده با تشکیل گروه های اقتصادی، ده استان کشور را تولیدمحور خواهند کرد به نحوی که سهم مهمی در خودکفایی و حتی صادرات به عهده گیرد.
یا قول بدهند که در ۱۰ سال آینده آن قدر نهادهای غیردولتی قوی ایجاد خواهند کرد که بتوان ادارات بی خاصیت را تا حد ۵۰ درصد کوچک کرد!
یا تعهد کنند که در ۱۰ سال آینده ۵۰ درصد دانش آموزان نیازمند آموزش و تربیت کشور را با نگاه اسلامی و انقلابی پرورش خواهند داد و… ”
یعنی بیانیه خالی، سخنرانی خالی، مثل گذاشتن بشقاب و قاشق خالی در سفره است که نه تنها، گرسنه را سیر نمی کند که زحمت هم می افزاید. باید با دست پر و سفره آماده شده، مهیای روزهای پیش رو شد. کسانی هم که بیانیه می دهند و واقعا هم قصدشان این است که در “گام دوم انقلاب” نقشی داشته باشند باید صاحب طرح باشند و مهیای اقدام. این گونه است که صدق گفته ها را عمل ها امضا خواهد کرد. ما نیز در روزهای آینده، برش هایی از این طرح را باز خواهیم خواند تا رسالت رسانه ای خود را به انجام رسانیم. به هر حال قلم را تکلیفی است و مدیران را و مردم را تکلیفی. یادآوری بایدها، البته تکلیف قلم است که بدان همت خواهیم کرد…..

ب / شماره 3962 / چهار شنبه 2 مرداد 1398 / صفحه اول و 3

https://birjandemrooz.com/?p=7958

 

    + نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۸ساعت 11:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  |