|
ابليس شبي رفت به بالين جواني آراسته با شكل مهيبي سر و بر را گفتا كه منم مرگ و اگر خواهي زنهار بايد بگزيني تو يكي زين سه خطر را يا آن پدر پير خودت را بكشي زار يا بشكني از خواهر خود سينه و سر را يا خود ز مي ناب كشي يك دو سه ساغر تا آن كه بپوشم زهلاك تو نظر را لرزيد از اين بيم جوان بر خود و جاداشت كز مرگ فتد لرزه به تن ضيغم نر را گفتا پدر و خواهر من هر دو عزيزند هرگز نكنم ترك ادب اين دو نفر را لكن چوبه مي دفع شر از خويش توان كرد مي نوشم و با وي بكنم چاره شر را جامي دو بنوشيد و چو شد خيره ز مستي هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را اي كاش شود خشك بن تاك خداوند زين مايه شر حفظ كند نوع بشر را اگر آن شاعر امروز زنده بود، در ضرر و زيان مواد مخدر هم شعري مي سرود، زيرا هيچ كس در اين باره زحمت سرودن نمي دهد! مگر شيشه و كريستال و هروئين را نمي توان از ام الخبائث ناميد؟ آيا حوادث و جنايات فجيع روزانه را، در همين روزنامه نمي خوانيد؟ چند درصد اين فجايع ريشه در مصرف موادمخدر دارد؟ دولت چقدر نيرو و هزينه براي مبارزه با موادمخدر مصرف مي كند؟ و اين گويندگان صاحب تريبون و قلم به دستان رسانه ها تا چه حد كوشش مي كنند براي روشنگري؟ البته كه معتادان به الكل و مواد بيمارند، اما ريشه هاي اين رفتارها در كجاست؟ با بايدها و نبايدها چه دردي را دوا كرده ايم؟ تا اين جاي مطلب را كه شهروندي عزيز به نام محمود فرخ پيام نوشته و قطعاتي را از پازل رونمايي كرده است، اگر با ساير قطعات كنار هم چيده شود آن وقت شكل نهايي مشكل ديده خواهد شد و شايد عزمي فراگير و حتي ملي براي اصلاح امور شكل بگيرد تا جامعه را از بيماري هايي چون اعتياد به موادمخدر، مشروبات، روان گردان ها و نيز رفتارهاي ناپسند پاك كند تا شاهد بيماري هاي پيامد آن چون بي غيرتي و بي ناموسي و بي وجداني و... نباشيم، چه از افرادي كه بر جان و خانه و ناموس خود غيور نباشند، نمي توان انتظار داشت نسبت به فرداي جامعه و كشور غيرت داشته باشند. پس بايد با برنامه ريزي هدفمند و علمي كاري كرد، تا كارستان شود روزگار، تا روزگار، از غبار بيماري تن بشويد. صفحه 13 حوادث ، شماره سريال 17148 ، تاريخ انتشار 870914
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۸۷ساعت 10:58  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|