|
اگر هزار بار و هزار سال ديگر هم از من بپرسند، بهترين لحظه هاي زندگي ات چيست؛ اگر هزار بار و هزار سال ديگر هم از من بپرسند، عزيزترين لباسي كه پوشيدي كدام است؛ اگر هزار بار و هزار سال ديگر از من بپرسند قشنگ ترين خاطره هايت كجا رقم خورده است؟ به يقين خواهم گفت: بهترين لحظه هايم در هم نفسي با پاك ترين بندگان خدا رقم خورد كه مجاهدانه مي جنگيدند در دفاع از زندگي، از آزادي، از حقيقت و عزيزترين لباسي كه پوشيده ام، لباسي خاكي است به نام بسيجي كه در آن زلال ترين نمازهاي خويش را خوانده ام. همان لباسي كه گاه بي وضو، با تيمم، به چهار سو در آن نماز مي خواندم. و قشنگ ترين خاطراتم، پشت خاكريزهايي رقم خورده است كه حتم دارم رشك فرشته ها را هم برانگيخته است. من هنوز خود را وامدار آن لحظه ها، آن لباس و آن خاطره ها مي دانم و هنوز روضه اي كه چشمانم را به باران مي كشاند، روضه شهادت و مظلوميت شهداست. من هنوز با تماشاي فيلم هاي زمان دفاع مقدس و استشمام عطر ياد جبهه و رزمنده و شهيد، زندگي مي يابم، براي من هنوز مفاهيمي چون بسيج، جبهه، شهيد، رزمنده، ولايت، شهادت و... خط قرمز است كه دوستي هايم را براساس آن تعريف مي كنم خطي كه به خون قرمز شده است و هر كسي را نشايد كه اين واژه هاي معطر را به زبان آورد. من از توهين به بسيج همان قدر برمي آشوبم كه از سوء استفاده از آن توفاني مي شوم و توهين كنندگان و سوء استفاده چي ها را دو لبه يك قيچي منحوس مي دانم كه مي خواهند اين شجره طيبه را قيچي كنند و از تنه آن براي خود قايق بسازند تا در درياي كشور پس از گل آلود كردن آب، ماهي بگيرند اما زهي خيال باطل كه بسيج را خداي حكيم، غيرتمندانه نگهبان است. همو كه بر فرزندان بسيجي اش و بر شهداي محبوبش غيور است و آنان را چون سنت هاي خود عزيز مي شمارد و حاشا كه بتوانند گزندي به آنان برسانند. بسيجي، سرمايه ملي است، نه خرج توپي كه جناح هاي سياسي به سمت هم شليك مي كنند. بسيجي سازنده است و با همه وجود براي سازندگي و توسعه ايران مي كوشد. وجهه همت بسيجي ارتقاي انسان در همه ساحت هاي علمي، اخلاقي، فناوري، اجتماعي، اقتصادي و... است. او به بارور كردن استعدادهاي خداوندي ايمان دارد و از آن جا كه انسان را مظهر شئون خالق حكيم مي داند، مي خواهد اين شايستگي ها و بايستگي ها به منصه ظهور برسد. بسيجي صاحب توان است لذا همه را صاحب توان مي خواهد، صاحب «راي» است لذا «سازمان راي» كسي نمي شود بلكه با روشنگري همه را صاحب «راي» و داراي حق راي مي خواهد. بسيجي به انقلاب تعلق دارد و آن قدر بزرگ هست كه در قالب هاي كوچك جناحي و حزبي نمي گنجد و آن قدر وزين و هوشيار هست كه مصادره نمي شود بلكه مصدر صدور ارزش هاست پس نمي شود مصادره اش كرد. بسيجي اهل تكليف است، «تكليف» را هم از معلم انقلاب و ولي امر ايماني خويش مي گيرد، پس براي كسي «تكلف» ايجاد نمي كند. او به همه خوش بين است و از آن جا كه زيبا انديش است همه زيبايي ها را مي بيند و براي همه، زيبايي مي خواهد پس هر كه چنين است، بسيجي است و هر كه نه اين است بسيجي نيست. صفحه 02 اخبار ، شماره سريال 17140 ، تاريخ انتشار 870905
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۸۷ساعت 10:51  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|