رابطه ما با امام رضا(ع)، گاه خلاصه مي شود به سلامي از دور به همسايه اي غريب و شايد هم به اضافه چاشني احترام و دست بر سينه گذاشتن و اندكي سر فرود آوردن و... همين! ... و شايد هم بامرام هاي ما، هراز گاهي به حرم مشرف شويم و باز هم... همين! اما آيا همه رابطه بين امام و ماموم بايد همين باشد؟ آن هايي كه از امام خويش، راه رفتن و زندگي نياموزند مگر مي توانند از جمع خويش «امت» بسازند؟ مگر ماموم شده اند در زندگي خويش كه به معناي نماز است و همان گونه كه ماموم رفتار و حركات خود را بر اساس رفتار امام تعريف مي كند اما... ما هم بايد رفتاري امام گونه داشته باشيم، چنان كه در نماز داريم و زندگي هم بايد عين نماز باشد، يعني همه قيام و قعود، ركوع و سجده و كلام به كلام ما بايد برگرفته از رفتار و گفتار امام باشد والا همان گونه كه ديگر بودن رفتار و گفتار با امام در نماز، مبطل صلاة است، دگرگوني رفتار و گفتار با امام، باطل كننده نماز زندگي است. ما بايد زندگي مان رضوي باشد، يعني ظرف زندگي ما، هر چه هست بايد پر از معرفت عملي امام باشد والا به هر ميزان كه از اين ظرف به غير، اختصاص يابد، كفران نعمت شده است. بايد اخلاق مان رضوي باشد و براي اين اول بايد خود را شناخت، چنان كه خود امام رضا عليه السلام مي فرمايند «بالاترين درجه عقل خودشناسي است» و ما گويا در اين كلاس هنوز نمره اي كه بايد نگرفته ايم والا اگر خود را بشناسيم و توانمندي هاي خدادادي خود را، مي توانيم بهترين روزگار را بسازيم و آن قدر كه چشمان ما به دست ديگران است و منتظر توليدهاي گوناگون صنعتي، اقتصادي، علمي و حتي معرفتي آن ها براي مصرف هستيم، اگر نگاهمان به دستان خودمان بود و انديشه خودمان، مي توانستيم كاري كنيم كه نگاه همگان به دستان ما باشد و ما با به منصه ظهور رساندن  شان خلاقيت در خويش كه خليفه خداييم، دست همه را هم بگيريم اما انگار خود را و استعداد خدادادي خود را نشناخته ايم و... باز اگر از امام مي آموختيم كه «عبادت به زيادي نماز و روزه نيست بلكه به انديشيدن در امر پروردگار متعال است» آن وقت برخي مان به غرور در عبادت هاي ظاهري چنان گرفتار نمي شديم كه از عبوديت باز بمانيم و اگر مي آموختيم اين ٣ گانه جامعه ساز و آرامش آفرين را كه «با دوستان فروتن باش، از دشمن احتياط كن و با عموم مردم گشاده رو باش» آن  وقت نه غرور ما، دوست ستيز مي شد و نه بي پروايي غير خردمندانه، ما را با دشمن رخ به رخ مي كرد و نه بدخلقي ها، مردم را از ما دور مي كرد. مايي كه در قرآن به پيروي از پيامبر به عنوان اسوه حسنه ملزم شده ايم همان اسوه اي كه مهرباني اش، مردمان را به گردش مثل پروانه به پرواز درمي آورد اما... مايي كه خود را رضوي مي دانيم آيا رفتارمان هم اين گونه است؟ما حرف زياد مي زنيم، كلمات ما، بوي غيبت و تهمت مي گيرد، بناهاي رفيع و انسان هاي بزرگ را در هم مي شكند و كار تا جايي پيش مي رود كه فرياد رهبر انقلاب بر اين بي تقوايي در گفتار هم بلند مي شود. آيا حاضريم گفتار به عمل درآمده مولا امام رضا (ع)را به عمل درآوريم؟ آيا مسئولان از امام رضا(ع) مي آموزند كه «تدبير قبل از عمل، تو را از پشيماني در امان مي دارد»؟ آيا قبل از عمل تدبير مي كنند؟ ... امام رضا(ع)، امام زندگي است، زندگي بر محور رهنمودهايش بايد بنا كرد و الا از هزار شعار، كاري ساخته نيست. به عمل بايد رضوي شد.

صفحه 09 اجتماعي ، شماره سريال 17127 ، تاريخ انتشار 870820


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان ۱۳۸۷ساعت 12:8  توسط غلامرضا بنی اسدی  |