|
برای من این روزها ویژگیهایی خاص دارد فراتر از آنکه یک عنوانش بر پیشانی تقویم رسمی نشسته باشد و دومی، فقط در تقویم جان گروهی ثبت است که سند معرفتی خود را از نگاه بزرگی گرفتهاند که همه انسانها را بزرگ میخواست، استادی که باور داشت عالمان دینی هم باید مشی پیامبرانه داشته باشند و «طبیب دوار بطبه» باشند و نه اینکه منتظر باشند تا نیازمندی -حالا معنوی یا مادی- به آنان مراجعه کند و آنان به رفع نیاز برخیزند بلکه راه بیفتند به دنبال نیازمندان و دردمندان و برای علاج دردشان بکوشند و حتی دردشان را به جان بخرند. استاد عالیقدر مرحوم آیتا...صفایی حائری (ره) چنین بود. راه میافتاد به دنبال افراد تا گره از کارشان بگشاید. حکیمی بود که برای هر بیمار و بیماری نسخهای جداگانه میپیچید. او جانش را در راه امام رضا (ع) گذاشت و در مسیر زیارت به ملکوت رفت و از این رو، بایدکه قلم نسبت به او و نگاه ملکوتیاش ادای دین کند. اما این روزها هم به نام «عفاف و حجاب» هم ثبت تاریخ شده است تا ما را به حرمت حجاب، توجهی مضاعف دهد. من امروز در این دو مناسبت میخواهم به خوانش حجاب از نگاه استاد بپردازم که در کنار قرائت رسمی، نگاهی متفاوت و فراگیر نسبت به حجاب دارد. چقدر خوب است علاوه بر نگاه فقهی-حقوقی به حجاب، نگاه را به این فهم تازه هم ارتقا دهیم که ایشان میفرمایند: «حجاب یعنى... دقّت در برخورد که آلوده نشوى و آلوده نسازى که اسیر نشوى و اسیر ننمایى. حجاب، فقط این نیست که زن خود را بپوشاند که زن و مرد، هر دو باید در این دنیایى که راه است و میدان حرکت است و کلاس و کوره است، سنگ راه نباشند و دیگران را در خود اسیر نسازند و چشمها و دلها را نگه ندارند و در دنیا نمانند. (١)
استاد در کتابی دیگر هم همین خط را پی میگیرند که «حجاب تنها مخصوص زن نیست که مردها هم باید حسابشده حرکت کنند و گرد و خاک بالا نیاورند و دلها را به خود گره نزنند که هر کس در سر راه دلها بنشیند، او راهزن است و طاغوت، و این مسئله در آن وسعت مطرح میشود که حتى زن و شوهر را هم میگیرد که هیچیک نباید بر دیگرى حکومت کنند و هیچکدام نباید صاحب دل این و آن باشند، که دلدار دیگرى است و هر کس خلق را در خود نگه دارد و باتلاق استعدادهاى عظیم او شود او هم طاغوت است. مقدار حجاب و پوشش، با در دست داشتن این بینش و این ملاک، روشن میشود که همیشه یکشکل و یک مقدار ندارد. تو در برابر آتشسوزانی که حتى کفشها و دمپاییها تحریکش میکنند و تمام وجودش را میسوزانند، وضعى خواهى داشت که در برابر سلمان و یا وجود سازمان گرفته دیگر ندارى. در برابر آنها که در دلشان مرضها و آتشهاست، حتى صداى تو و رفتوآمد تو کنترل میشود و پوشیده میگردد.»(٢) در آخر نیز در صفحهای دیگر از همان کتاب شاهد این نتیجهگیری استاد هستیم که «مادام که تلقى ما از خویش عوض نشود، حجاب هیچ مفهومى نخواهد داشت و چیزى جز کفن سیاه و قبرستان خانه و مرگِ نشاط زندگى و نابودىِ شادیها، عنوان نخواهد گرفت و هزار عذر، خواهى داشت که خودت را از آن آزاد کنى.» (٣) ان شاءا... با نگاه حق به حقیقت حجاب و عفاف برسیم و زن و مرد، ایمان و اندیشه خود را تعالی داشته باشیم..بخشیم و در تراز مؤمنان حقیقی زیستی زیبا پینوشت: ١- نامههاى بلوغ ص: ١٣٣ ٢- روابط متکامل زن و مرد، ص: ۴۵ ٣- روابط متکامل زن و مرد، ص: ٣ شهرآرا / شماره : ۲۵۹۲ / شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷ / صفحه اول
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۷ساعت 16:14  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|