|
«اگر شهر سقوط کرد، دوباره آن را فتح میکنیم. مواظب باشیم ایمانمان سقوط نکند.» این جمله برای من مانند مانیفستی راهبردی است که تا همیشه باید درنظر داشته باشیم. شهید جهانآرا انگار امروز را میدید، آن روز که درمیان رزمندگان، که جانشان به دیوارهای شهر بند بود و حاضر بودند روزی هزار بار ایستاده درمیان باران گلوله بمیرند اما شهر سقوط نکند، در هنگامهای چنان و درمیان مردمی چنین، این راهبرد را طراحی کرد تا مردم همه نسلها را توجه دهد به حقیقتی که میتواند ما را از سقوط نجات دهد. او که مثل همه مدافعان، نفسش به مسجد جامع بسته بود، رازگشایی کرد برای امروز. بله، امروز هم باید مواظب باشیم که ایمانمان سقوط نکند والا شهر سقوطکرده را میشود پس گرفت، چنانکه خرمشهر را پس گرفتیم؛ آن هم به برکت ایمانی که سقوط نکرده بود، ایمانی که در افزایش بود، ایمانی که راههای بسته را میگشود، ایمانی که در لباس تفنگداران دریایی ارتش قد میکشید، چنانکه در قامت سبز پاسداران. در سیمای بسیجیان نورانیتر میشد، چنانکه در چهره جهادگران. و همین ایمان بود که در سوم خرداد۱۳۶۱ دوباره خرمشهر را آزاد کرد. همین ایمان بود که شبکه جهانی استکبار و ارتش چندملیتی صدام را زمینگیر کرد و زمین را هم از زیر پایشان کشید. همین ایمان بود که دست خالی ما را چنان بالا برد برای سیلیزدن به متجاوزان که هنوز صدایش به خاموشی نگراییده است. امروز هم اگر میخواهیم خرمشهرهای توسعه و امید و عزت و اعتبار ما سقوط نکند، اگر میخواهیم در مواجهه با باطل چندملیتی، باز هم دست بالا را داشته باشیم، باید مراقب ایمان خود باشیم. با ایمانی از نوع مدافعان غیرتمند خرمشهر و آزادکنندگان آن است که امروز هم میتوانیم سلسله شیاطین را به شکست بکشانیم؛ والا اگر ایمانمان سقوط کند، ایرانمان هم سقوط خواهد کرد؛ شک نکنیم. برای سرفرازی و عظمت ایران، باید ایمانمان عمیقتر شود. ایمان هم با منیت و تنگنظری و خودحقبینی جور درنمیآید. ایمان یعنی عبودیت، یعنی خود را ندیدن؛ یعنی همهچیز را برای خدا خواستن و خود را وقف خدمت به مردم کردن. با این رفتار میتوان معبرهای قفلشده را هم باز کرد و خود را به نقطه رهایی رساند و ظرفیتهای ازدسترفته را هم دوباره به دست آورد. اینکه بر آن کلام طلایی شهیدجهانآرا این همه تأکید دارم، بدین خاطر است که میبینم در ایمان برخی از ما زلزله افتاده است. برای موفقیت خود حاضریم در همهچیز دیگران آتش بزنیم، آبروبردن که چیزی نیست! اتهامات اثباتنشده را حکم قطعی تلقی میکنیم و جار میزنیم. شایعات را که اساسا مفهوم عدمی دارند، وجود میبخشیم و واقعیت مینماییم و جار میزنیم. این با ایمان نمیسازد. بچههای خرمشهر، از تفنگداران دریایی تا بسیجیها و پاسدارها، هرگز چنین رفتاری را نهتنها انجام نمیدادند، بلکه تصور هم نمیکردند زمانی برسد که ما بدان، دست و دیده و دل بیالاییم. آنان حسن ظن بودند و چون گمان نیکو داشتند خداوند هم نیکروزی را تقدیرشان میفرمود. ما که گمان بد داریم، چطور توقع داریم نیکروزی را؟ بگذریم؛ سخن از خرمشهر بود و این چند جمله معترضه را هم بگذارید به حساب شقشقیهای که آمد و گذشت. مراقب ایمانمان باشیم، اگر ایرانمان را میخواهیم، اگر به عزت فردا امید داریم. شهرها را اگر سقوط کنند میتوان پس گرفت، اما اگر ایمانمان سقوط کند، دیگر شهرها را هم نمیشود پس گرفت. همین! شهرآرا / شماره : ۲۵۵۵ / پنج شنبه 3 خرداد ۱۳۹۷/ صفحه 5/ گزارش http://shahraraonline.ir/shahrara/js,text.ajax?y=1397&m=3&d=3&p=5&n=02 http://shahraraonline.ir/shahrara/news/1397/3/3/pdf/5.pdf http://shahraraonline.ir/shahrara/js,print.ajax?y=1397&m=3&d=3&p=5&n=02
+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد ۱۳۹۷ساعت 13:16  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|