|
من مقصرم، ما مقصریم و به آواز بلند عذر می خواهیم برای این قصور و تقصیری که از ما سرزده است. این را به معترضان یکی، دو هفته پیش می گویم. همان ها که بیشترشان جوان بودند و متولد دهه دوم انقلاب و گروهی هم فرزند دهه سوم. یعنی از فرزندان خودمان عذرخواهی می کنیم. شاید فرزند من و تو نباشند اما همزاد و البته همذات آنان که هستند. من و ما می پذیریم این کوتاهی را و از روح بلند شهدا عذر می خواهیم، از شمایان نیز هم... . این کلمات، عصاره سخنان به درد برآمده رزمندگان واحد تخریب لشکر۲۱ امام رضا(ع) بود که در گرامی داشت یاران شهید کربلای۵ گرد آمده بودند تا به ذکر خدا بپردازند. در این محفل، هرکه به سخن پرداخت ، کلماتش بوی عذرخواهی داشت.آن عضو شورای شهر، آن استاد دانشگاه، آن روحانی و مدرس حوزه، آن پاسدار و... حرف همه همین بود؛ ما نتوانستیم فرهنگ جبهه را در زندگی مردمان پشت جبهه جاری کنیم و همه آن چه امروز، صدای اعتراض برخی از مردم را بلند کرده است، همان هایی است که با فرهنگ جبهه هزاران فرسنگ فاصله دارد. اجازه بدهید این مثال حجت الاسلام والمسلمین نظافت را باز گویم که می گفت؛ بچه های جبهه، از رزمنده تا فرمانده، در منطقه، تمام قد کار می کردند و زمانی که به مرخصی می آمدند هم باز کار جبهه را در حوزه های مختلف، پی می گرفتند اما امروز در نظام اداری ما سخن از ۳۰ دقیقه کار مفید روزانه است! یعنی به ازای ۷ ساعت و ۲۰ دقیقه، حقوق می گیرند اما به اندازه ۳۰ دقیقه کار مفید دارند. خب حقوقی که برای ۶ ساعت و ۵۰ دقیقه بعد می گیرند، محل شبهه است. این را من میگویم اگر نگوییم حرام است. راست می گفت حاجی نظافت. بچه های جبهه در مرخصی هم کار جهاد را پی می گرفتند اما امروزه برخی در نظام اداری ما، سرکار هم که هستند انگار در مرخصی اند! فضایی چنین است که نارضایتی تولید می کند. این نارضایتی ها و رفتار های تحقیرآمیز است که صدا را به اعتراض بلند می کند. از طرف دیگر ما در جبهه درباره بیت المال چنان حساس بودیم که حساب لقمه نان خشک و بند پوتین مان را هم داشتیم اما نتوانستیم آن فرهنگ را به زندگی بیاوریم تا کسانی بلعیدن حقوق مردم را زرنگی ندانند و به دخل و تصرف ها حساسیت داشته باشند. این اختلاس های اعتماد سوز، این ویژه خواری های بنیاد برانداز، این پارتی بازی های ایمان سوز، این روابط نشسته بر ضوابط و.... همه از آن روست که نتوانستیم فرهنگ جبهه را منتقل کنیم حال آن که بر اساس آیه شریفه من المومنین رجال صدقوا.... قرار بود ما که ماندیم، راه شهدا را ادامه دهیم. قرار بود فرهنگ شهادت را توسعه دهیم، قرار بود زندگی مردم را سامان دهیم. این همه بی سر و سامانی، زاییده غفلت از فرهنگ جهاد است، مولود غرق شدن در مادیات و جا به جایی ارزش ها. حالا ما به سهم خویش و نسل خویش، عذرخواهیم. اما...اما تو هم انصاف بده پسرم، برادرم، دخترم، خواهرم که میان اعتراض تا اغتشاش، فاصله فراوان است. من و ما به حق اعتراض تو ،صحه می گذاریم. به کوتاهی خویش معترف و زبان به عذرخواهی داریم اما انصاف بده تو هم یک عذرخواهی بدهکاری. نباید بگذاری اعتراض مدنی تو به اغتشاش تمدن سوز و مدنیت برافکن تبدیل شود.این ماجرا گذشت اما باید به آسیب شناسی رفتار پیشین بپردازیم و برای بعد یاد همه ما بماند که چه باید بکنیم. هم ما مردم و هم مسئولان که بار اصلی بر دوش آنان است باید بار خدمت بی منت، خدمت توام با تکریم را به مقصد برسانند. هرکس توانایی به مقصد رساندن این بار را ندارد، برای خدا و ایران، حداقل بار را سالم، پایین بگذارد تا شانه ای تواناتر آن را به دوش کشد چه در نظام اسلامی مسئولیت، طعمه نیست که برایش دندان تیز شود و به رقابت، زیر پای یکدیگر را بکشند و برای این ایمان واعتماد جامعه را هم زخم زنند بلکه تکلیفی شاق است که برداشتن آن، شانه های امین و توانا می طلبد و زبان نرم و به تکریم مردم گویا. هرکه این ندارد، بگذارد و برود تا هرکس آن توان را دارد به میدان آید که این هم فرهنگ جبهه است که باید در عرصه زندگی، باز تولید شود... .
خراسان /
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 15:42  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|