|
برخی آدم ها عجیبند. عجیب مهربانند و مهر می ورزند. برای آنها توسعه مهر و محبت اهمیتی حیاتی دارد. به کشاورزی می مانند این ها که به کار کشت نان و گل و ریحان است. بذر که در زمین می افشاند، زمین را برای فردا، زیباتر می کند و آدمیان را بر سفره ای می نشاند که عطر و تصویر بهشت را به خاطر می آورد. اینان ذخیره خدا و مظهر مهر حضرت دوست هستند که باید عزیز شان داشت. ذخیره استراتژیک جامعه اند تا عصیان ها و عصبانیت ها را فرو نشانند و دست های به مشت گره شده را بگشایند و به یاری مردم آورند. اینان را باید حرمت نهاد و چنانکه عزیزی می گفت ؛ باید مراقبت ، صد چندان کنید و هرگز به آدم های مهربان زخم نزنید.آدم های مهربان در مقابل خوبی هایِ یک طرفه هرگز احساس حماقت نمی کنند.چون خوب بودن ، برای آنها عادت شده،آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند.آنها دنیا را کوچک تر از آن می بینند که بدی کنند...آدم های مهربان خود انتخاب کرده اند.که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند... هزاران فریاد پشت سکوت آدم های مهربان هست.سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید... مهربان باشید با مهربانان، این به توسعه مهربانی می انجامد و می تواند تمرینی باشد برای اینکه بتوانیم حتی با نامهربانان هم مهربانی کنیم و ما هم در شمار کسانی قرار گیریم که مدام سفره احسان و محبت شان گسترده است. این قبیل مردم اگر فراوان شوند، عصبانیت آن عده قلیل هم حد اکثر به اندازه سنگ انداختن کودک بازیگوش در دریا به چشم می آید و نه بیشتر. اگر مهربانی را قدر بدانیم، خیلی دعواها شکل نخواهد گرفت که دعوای یک طرفه، وجود ندارد! دعوا، بسان های و هوی است که اگر های، جواب هوی نگیرد، در نفس صاحب خویش، خواهد خشکید و تمام خواهد شد. اما اگر این های به هوی برسد و تکرار شود ماجرا همین خواهد شد که هست و هر روز هم پر تنش تر می شود. بدانیم که زرنگ های واقعی، نه تند گویان و کسانی که فکر می کنند از سفره بی منت مهربانان، لقمه مفت برداشته اند بلکه به واقع همان مهربانان سفره گستر، زیرک ترین مردمند که در زمین، نقش حضرت دوست را برعهده می گیرند و با توسعه خوبی ها، خود نیز بهرمند می شوند. اگر اندکی هوش و عقلانیت در میان باشد، صاحب خود را به سوی محبت عامراه خواهد نمود و راه های بن بست را هم خواهد گشود تا جامعه ما ، همه کوچه هایش به بهشت باز شود.....
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 11:37  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|