دل نوشته ای از سرزمین های دور؛
آرزوهای بلند دارم آقای من اما انگار جاده به اندازه آرزوهایم قد کشیده است.
اما نه، من از این دیوار بلند عبور خواهم کرد. این فتوای عشق است و در برابر این فتوا ، هیچ کس و هیچ چیز را یارای ایستادن نیست.
من برای عبور از این دیوار قطور، معلمی دارم اویس نام که فاصله یمن تا مدینه را به صلواتی می پیمود.
او به من آموخت تا هرکجا هستم، به این راز اعظم عشق، طی الارض کنم و فاصله را به صفر برسانم پس ای «فرزند مدینه»، ای پور رشید رسول ا... ، از همین فاصله دور به زیارت می آیم حضرت تان را که دوری و نزدیکی را، از حیطه جغرافیا بیرون آورده اید.
می آیم تا به آواز بلند بگویم همه زمین که همه ذراتش، به تسبیح و تحلیل برمی خیزند، حرم شماست و در این حرم می توان زیارت نامه خواند.
من باور دارم و شهادت می دهم که حکایت» تسمع کلامی و ترد سلامی» در همه جای زمین جاری است.
من ماجراها خوانده ام از مردمان سر زمین های دور، که به سلام برخاسته اند حضرت تان را و به علیک شما چنان جان، جلا داده اند که جهان در برابر شان سر فرود آورده است.
این درست که آنان اهل راز بوده اند اما من به سر این علیک، پی برده ام و با همه کوچکی ها و تقصیر هایم می دانم که جواب سلام را واجب می دانید حتی اگر از طرف چون منی باشد.
من « به مستحبی دل خوشم که جوابش واجب است» پس؛ السلام علیک یا ابالحسن، یا علی بن موسی الرضا (ع) ... .
و این سلام، زیارت من است در روز مخصوص زیارتی تان که با اللهم صل علی علی بن موسی الرضا ... کامل می شود به نیابت از همه آنانی که به نام شما، رکعتان عشق را قامت می بندند.
خراسان جنوبی/ شماره 2504 / چهارشنبه 25 مرداد 1396/ صفحه اول و 3
http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19610&pid=3&type=0
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:33  توسط غلامرضا بنی اسدی
|