|
در تیمن روز زیارتی مخصوص امام رضا(ع)؛
عطر بهشت سرمستم می کند و دستانم در وضوی تازه و در قنوتی از حدیث سرشار، زمین و آسمان را گره می زنند و حلاوت در جان لحظه ها چنان جاری می شود که شیرین کامی، روزی همگان می شود و در هوایی چنین رنگ باران، چشم هایم دخیلتان است آقا، قبل از آن که دستانم در پنجره فولاد شما گره شود، آهوی آرزوهایم از همان لحظه نخست دامن نشین حضرت شماست، قبل از آن که، این پا، حتی به فصل بال شدن، خود را به حرم شما برساند، من نیامده، آمده ام به زیارت شما در روزی که دل ها برای زیارت خاص شما بی تابی می کنند. نیامده چشم می شوم به جمال شما، لب می شوم به زیارت خوانی شما، دست می شوم به مشبک های ضریح شما و عشق می شوم به عشق شما. اما می آیم. همین امروز و باز نگاه می شوم از دور و نزدیک به نیابت از همه آنانی که قبل از خود و حتی قبل از نگاه خود، دل خویش را به زیارت فرستاده اند و از همان دور لب به سلام شکوفا می کنند و می دانند و «تسمع کلامی» که در زیارت شما خوانده می شود قید نزدیک و دور ندارد. «ترد سلامی» هم همین طور که اگر نه این بود، «سفره سلامت» از «خانه دل» همه جمع می شد. اما شما قرن هاست قلب آهوانه ما را به ضمانت خویش از «صیاد هوا» پس گرفته اید پس می توانیم، بی هوا، هوای دوست کنیم و از دور و نزدیک به زیارت عارف گردیم و اینک این منم، من که در گستره سجاده از سحر لیمو به صبح سیب می رسم و از وضو سرشار به سماع چله نشینان انار کشیده می شوم که هر دانه اش در رقص سرخ خود هزار فرشته را دچار خویش می کند و هزار «دف» را به میهمانی «پنجه های» شیدا می کشاند و بر هزار «تار»، زخمه می زند و هزار «چشمه» را تراوا می کند و هزار «دریا» را فرمان موج می دهد و من غرق تماشای این همه شکوه شکوفا شده در خویش، عطر خدا را در کوچه های دل احساس و حس می کنم باید خود را برای «اناالحق» گفتن آماده کنم، آن هم در زمانه ای که «هوالحق» گفتن را و «حق گفتن» را کفری مسلم می دانند. حتی اگر تاوانش به معراج «دار» رفتن و بر «چلیپای» تماشا به نماز ایستادن باشد. باکی نیست. آن قدر از خدا سرشار شده ام که «کونی بردار و سلاما» را می توانم برای آتش و آب بخوانم. می توانم بی تامل به دریاها فرمان موج دهم و به موج ها امر آرامش کنم. می توانم با «کن، دنیا را ، فیکون» کنم. پس با این همه شکوه جایی برای هوا نمی ماند که هر چه بر ما گذرد جز لبخند رضایت را به لب نخواهد آورد. آقای من در این لحظه های نورانی در حرم باشم یا در هر کجای دیگر، در شعاع آفتاب شمایم و حس می کنم آن قدر بزرگ شده ام که به سر دنیا دست نوازش بکشم. آن قدر بزرگ شده ام که زمین و زمان، قادر به درک یک بخشی هم از من نیستند و «فیک انتوی العالم الاکبر» را به خوبی حس می کنم و برای مردم فریاد... . خبرگزاری رضوی/ سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۰:۲۱/چ2 http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/16319/
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:8  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|