آفتاب آمد دلیل آفتاب
من به آفتابی، دل و دیده و اندیشه روشن دارم که دلیل آفتاب میآید. به آینهای دیده و دل گره میزنم که شرح آیات میکند. به کلامی، درهای تفکر را میگشایم که کلید حقیقت را به دست میدهد. من معتقدم همانطور که تفسیر آیات به آیات در حوزه تفسیری قرآن، داری عظمت خاصی است باور دارم با همین سبک و سیاق باید به شناخت و تبیین و تفسیر ائمه هم برخاست. یعنی برای تعریف مولا علی (ع) باید به خوانش حضرتشان در احادیث و روایات و کلام امام رضا (ع) پرداخت چه حقیقتاً هم این آفتاب است که میتواند شرح آفتاب کند و الا هر کس دیگر به شرح علی بپردازد، بسان مادح خورشید خواهد بود که در حقیقت مداح خود میشود. چنانکه جناب مولانا به زیبایی به دیدن و نادیدن خورشید میپردازد و میگوید:
...مادح خورشید مداح خود است
که دو چشمم روشن و نامردم است
ذم خورشید جهان ذم خود است
که دو چشمم کور و تاریک به دست.... (1)
باور دارم امام علی را که امام رضا معرفی کند هزار بار متفاوت خواهد بود باآنکه عالمان و حکیمان، زبان به وصفش بگشایند. چه این تعریف نور است به نور و دومی تعریف نور است حداکثر به دریافتهای زمینی از نور. بر این اساس میگویم باید هر امام را به امام شناخت. اینکه حضرات ائمه عليهمالسلام بارها و بارها احادیث را در سلسلهای از سندهای نورانی از امام علی نقل میکنند برای این است که ما را به کانون نور توجه دهند. اگر تأملکنیم در سبک رضوی نیز خواهیم دید که بخش وسیعی از روایات امام رضا (ع) به نقل از امام علی (ع) روایتشده است. یکی از شیوههای بارز و برجسته در روایات امام رضا (ع)، نقل حدیث با سلسله سند پیشوایان معصوم قبلی تا شخص رسول گرامی است. آن بزرگوار بدین گونه هم جریان زلال رهبری فکری و فرهنگی امت اسلامی را معرفی میکند و هم اندیشههای اصیل قرآنی و نبوی را به جامعه اسلامی عرضه میدارد. بهعنوانمثال امام رضا (ع) از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین (ع) نقل میکند که آن بزرگوار فرموده است: «دنیا سراسر جهل و ناآگاهی است، مگر آنجا که کانون علم است. و علوم هم حجت [بر انسان] است مگر آنچه بدان عمل گردد. و اعمال، تمام ریا و برای نمایش است مگر آنچه از روی اخلاص باشد. و اعمال همراه با اخلاص هم درخطر است تا انسان بنگرد که پایان کار چگونه خواهد بود. (2)
حضرت شمسالشموس (ع) در معرفی ویژگیهای امام علی، به تبیین محور ولایت و امامت میپردازند و اصلاً این سلسله گویی برای احادیث اشارتی است تا درک کنیم که خطر هدایت و صراط مستقیم ولایت را در چه چهرههایی باید خواند لذاست که درجایی دیگر نیز شاهد این هدایت نرم و ارائه کدهای روشن هستیم که؛
اسماعیل بن علی بن زرین برادرزاده شاعر معروف و انقلابی (دعبل خزاعی) از پدرش نقل میکند که امام رضا (ع) فرمود: از پدرم موسی بن جعفر، شنیدم که فرمود از امام صادق (ع) و ایشان از امام باقر و ایشان از امام سجاد (ع) و آن بزرگوار از سید الشهداء و آن حضرت از امیرالمؤمنین شنیده است که رسول خدا (ص) این آیه را تلاوت فرمود: لَا یَسْتَوِی اَصْحَابُ النَّارِ وَ اَصْحَابُ االْجَنَّه، اَصْحَابُ الْجَنَّه هُمُ الْفَائِزِونَ»؛ «اصحاب جهنم و بهشت مساوی نیستند. اصحاب بهشت رستگارانند.»
سپس توضیح داد که اصحاب بهشت کسانی هستند که مرا اطاعت کنند و در برابر علی (ع) تسلیم باشند و ولایت او را بپذیرند. و یاران جهنّم آناناند که ولایت علی را ناخوش دارند و با او نقض پیمان کنند و با او بجنگند.» (3)
حضرت علی بن موسیالرضا (ع) باز با تبیین همین خط راهنما، به نقل از پدران خویش از امیرالمؤمنین نقل فرمود که رسول اکرم (ص) فرموده است: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَرْکَبَ سَفِینَه النَّجَاه وَ یَسْتَمْسِکَ بِالْعُرْوَه الْوُثْقی وَ یَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِینِ فَلْیُوَالِ عَلِیّاً بَعْدِی وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّه الْهُدَاه مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی وَ سَادَه أُمَّتِی وَ قَادَه الْأَتْقِیَاءِ إِلَی الْجَنَّه حِزْبُهُمْ حِزْبِی وَ حِزْبِی حزبالله عَزَّ وَ جَلَّ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّیْطَان؛ هر کس دوست دارد بر کشتی نجات نشیند و به ریسمان مستحکم چنگ زند و حبلالله استوار را بگیرد، باید پس از من رهبری علی علیهالسلام را بپذیرد و با دشمنان او دشمن باشد و به امامان هدایتگر از فرزندان او اقتدا کند، آنان جانشین من، اوصیای من و حجتهای الهی بر خلق پس از من و سروران امت من و رهنمای پارسایان بهسوی بهشتاند. حزب آنان حزب من و حزب من حزبالله عزوجل است و حزب دشمنان ایشان حزب الشیطان است.»(4) خوانش امام در کلام امام بهمثابه تفسیر آیه به دیگر آیه، شیوهای است که هم ما را از خطا مصون میدارد و هم در شناخت بهتر کمک میکند و شایسته است در مطالعه سیره و روش و مکتب فکری حضرات معصومین (ع) در کلام دیگر ائمه به جستجو بپردازیم به مصداق آفتابی که دلیل آفتاب میشود. پس سخن به کلام مولوی (ره) به پایان میبریم بدان امید که در آغاز شناخت ولایت و امامت، با همه وجود قصد قربت کنیم برای بدر آوردن میراث آفتاب از غربت؛
...هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بیزبان روشنتر است
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت...
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
از وی آر سایه نشانی میدهد
شمس هر دم نور جانی میدهد (5)
پانوشت:
1 –مثنوی معنوی، مولوی، دفتر پنجم
2 –عیون اخبارالرضا (ع)،، ج 1، ص 281
3 –. همان، ج 1، ص 280
4 – همان، ج 1، ص 292 و 299
5 – مثنوی معنوی، مولوی، دفتر اول
خبرگزاری فرهنگ رضوی/ پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ / ساعت ۱۵:۱۳
http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/12931
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:29  توسط غلامرضا بنی اسدی
|