علی، یک نام تنها نیست که بدان، شناسنامه بگیریم و تمام! جار هم بزنیم که مومن بودن را به کمال داریم چون هم نام مان علی است و برای اثبات آن ، سجل، رو کنیم و هم دل مان پر از محبت علی است پس ایمان تمام است، نه،این دو خوب است اما تا زیستن علی وار را به عمل در نیاوریم، به کمال نخواهیم رسید. وقتی که فقط محبت پا به میدان بگذارد این روزهای کوفه- در 14 قرن پیش- تداعی خواهد شد که همه به فکر مولا علی(ع) هستند، همه دغدغه دارند که بر آقا چه خواهد رفت. از دور و نزدیک هم آمده اند، پر از دغدغه، پر از اضطراب، راستی چه خواهد شد، دوست و دشمن می پرسند، اصلا هر چشمی که در کوفه به چرخش درمی آید پی جوی وضعیت مولاست، کودکان یتیم بی تاب تر از همیشه، همه دارایی خود را، کاسه شیر خود را به مولا هدیه کرده اند و دستان کوچکشان برای شفای مولا، در آسمان به پرواز است اما مولا. راستی فکر می کنید مولا به چه و به که فکر می کند و برای چه کسی دغدغه دارد. تعجب نمی کنید اگر بدانید برای تروریستی که به قتل او تیغ کشیده است. تعجب هم ندارد، یعنی از علی تعجب ندارد والا از همه اگر غیرممکن نباشد، تعجب برانگیز است. بله، چشم همه، پی مولاست و چشمان کم رمق اما مهربان مولا، پی «ابن ملجم»! همه برای مولا سفارش دارند و حضرتش برای ابن ملجم. همه شیرها را برای آقا آورده اند و ایشان کاسه شیر را به ابن ملجم حواله می دهد؛ اول او بخورد. سفارش او را می کند؛ به او ستم نشود و این که اگر زنده ماندم، خود می دانم و او، و اگر مردم، او یک ضربت زده است، پس دو تا نزنید. ضربتی زده است، ضربتی بزنید و... تعجب نکن، این مولا علی است، از او که «مع الحق است» و «الحق مع علی» جز این انتظار نیست. اصلا هم مهم نیست که او «ابن ملجم» است، مهم این است که این سو «علی» است، همو که هیچ گاه، بدی را جز به خوبی پاسخ نمی دهد، چه پاسخ «آب دهان انداختن» عمربن عبدود باشد، که به صبر پاسخ می گیرد، چه پیمان شکنی معاویه که با «وفای به عهد» مواجه می شود و چه حالا «آدم کشی ابن ملجم» که با محبت روبه روست. راز ماندگاری مولا هم همین خلق خدایی اوست والا خلق، حاکم کم ندیده است اما حاکمی چون علی، فقط در چهره خودش تجربه شدنی است. حداقل تا حالا چنین بوده است تا امام زمان به تکرار این تجربه جهان را روشن کند. آری امام در آخرین لحظه ها هم مراقب حقوق معاند تیغ بر کف و تروریست خود است، ما اما چگونه ایم. این دقیقا گرانیگاهی است که تکلیف ما را مشخص و به کارنامه عملی ما نمره می دهد. راستی ما نه با دشمن، نه با محارب، نه با بیگانه، بلکه با خود چه می کنیم؟ راستی به روابط اجتماعی خود دقت کرده ایم که چقدر با رفتار مولا زاویه دارد؟ نگوییم او علی بود و تمام شد. که اگر قرار بود تمام شود علی، امامت معنا نداشت. بلکه او امام همیشه است و ما منش او را برای همیشه باید در ساحت فردی و اجتماعی نصب العین و سرمشق مشق خود قرار دهیم. آن وقت دل هامان از زشتی های قهر و پلشتی های کینه پاک خواهد شد. مطمئن باشیم والا از «علی چهارده قرن پیش» که تکرار ناشدنی است و از قرآن لب طاقچه، کاری ساخته نیست، علی زنده در زندگی ما و قرآن جاری در رفتار ماست که می تواند اثرگذار باشد. پس بیایید در شب های عزیز قدر به دعا از خدا بخواهیم، ما را بر صراط علی علیه السلام ثابت قدم بدارد تا وقتی که او «ضربت» می خورد، ما سکه به نام معاویه ضرب نکنیم. بلکه فقط سکه مولا در بازار جانمان معتبر باشد و در مسجد دلمان را برای همیشه فقط به روی مولا بگشاییم و هرگز اجازه ندهیم «ابن ملجم» جهالت و دنائت و شهوت و غضب و نیرنگمان چنان قد بکشد که تیغش به فرق علی ایمان مان برسد. بگذریم، فقط یک سخن می ماند و این که در شب های قدر، قدر خویش را و قدر ایمان خویش را به محاسبه بنشینیم، کارنامه سال پیش را با خود انتقادی مرور کنیم و برای راه پیش رو برنامه ای بنویسیم تا بیش از پیش در عمل، به مولا تاسی و زیستن مان را علوی کنیم تا به علو درجات انسانی برسیم. ان شاالله

ب / شماره 3366 / پنجشنبه 25 خرداد 1396/ صفحه اول و 3/ چ2

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:26  توسط غلامرضا بنی اسدی  |